تفاوت میان کارآفرینی و اشتغال زایی چیست؟

     ۱۳۹۴/۰۷/۱۱     مقالات           4,689

نوشته: الناز حیدری

توجه تعداد زیادی از کشورهای جهان به موضوع کارآفرینی در چند دهه ی اخیر موجب شده است تا موج جدیدی از سیاست های کارآفرینانه در اکثر کشورها ایجاد شود. کشورهایی که در سال های اخیر توانسته اند به پیشرفت های چشمگیری در زمینه های مختلف اقتصادی و تجاری نایل شوند، همواره بیشترین عاملی که تاثیر چشمگیری بر موفقیت آن ها داشته است را مواردی مانند: توسعه فرهنگ کارآفرینی، انجام حمایت‌های لازم از کارآفرینان، ارائه آموزشهای مورد نیاز به آنان و انجام تحقیقات و پژوهشهای لازم در این زمینه می دانند.

امروزه همچنین، مسئله ی اشتغال برای جوانان، خانواده ها و در نهایت برای دولت ها به یکی از دغدغه های اصلی تبدیل شده است که به سادگی نحوه ی زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار داده است. حال باید دید که به طور کلی ایجاد اشتغال به عهده ی دولت است و یا بخش خصوصی؟ تصور حاکم در میان مردم این است که این موضوع از وظایف دولت است، ولی در واقع اینطور به نظر می رسد که اگرچه دولت ها موظف به توسعه ی زیرساخت ها و بسترسازی مناسب و باثبات در اقتصاد و دنیای کسب و کار هستند، وظیفه ی اصلی را باید به عهده ی بخش خصوصی دانست. البته طی یک دهه گذشته موضوع کارآفرینی در محیط کسب و کار رواج بسیاری یافته که اغلب افراد آن را با اشتغال زایی اشتباه می گیرند. در این مقاله قصد داریم تا به تفاوت های میان این دومفهوم پرداخته و هریک از این دو مفهوم را جداگانه مورد بررسی قرار دهیم.

واژه ی کارآفرینی از قرنها پیش و قبل از آنکه به زبان امروزی مطرح شود، در زبان فرانسه متداول گردید. این واژه معادل کلمه فرانسوی Enterprendre به معنای « متعهد شدن» (معادل under Take در زبان انگلیسی) می‌باشد که در سال ۱۸۴۸ توسط جان استوارت میل به کارآفرینی (Enterpreneur) در زبان انگلیسی ترجمه شد.

بطور کلی کارآفرینی، فرآیند توسعه ی کسب و کاری است که با یک ایده ی نوپا و از صفر شروع به عمل می کند و این ایده را به مرحله ی اجرایی می رساند تا به یک کسب و کار سودده تبدیل شود. این روند همواره توام با پذیرش ریسک هایی در زمینه های مختلف است و در نهایت به معرفی یک محصول و یا نوعی خدمت جدید به جامعه منتهی می شود. تعریف این مفهوم بسیار ساده است ولی در عین حال، پیاده سازی آن به همان اندازه می تواند مشکل باشد.

یک کارآفرین کسی است که برای هر ایده ای که به دستش می رسد، چه به یک محصول منجر شود و یا نوعی خدمات، با داشتن مجموعه ای از مهارت ها تمام سعی خود را در جهت به نتیجه رساندن آن ایده انجام دهد و حاضر به پذیرش هرگونه ریسکی در این راه نیز باشد. علاوه بر این قرار بر این نیست که فقط محصول تولید شده به بازار تحویل داده شود، بلکه باید به محصول و یا خدماتی تبدیل شود که مردم خواستار آن هستند و یا به آن نیازمندند. از جمله مهارت های لازم برای یک کارآفرین می توان به موارد زیر اشاره کرد: قابلیت برنامه ریزی، مهارت های ارتباطی، مهارت های بازاریابی، مهارت های مدیریت عمومی و مهارت های رهبری.

اما واژه ی اشتغال زایی در واقع این تصور را برای ما به وجود می آورد که یک شغل برای پاسخ به نیازهای بازار ایجاد می شود. واژه ی اشتغال زایی کاربرد زیادی در گفتمان های سیاسی دارد. برای مثال زمانی که یک کاندید انتخاباتی از برنامه های آینده ی خود درمورد شرایط خاص مالیاتی، برنامه های یارانه ای و یا چارچوب های قانونی جدیدی برای ایجاد شغل سخن می گوید. واژه ی اشتغال زایی در مفهوم عملی، زمانی به کار می رود که یک صنعت خاص در صورت لزوم به استخدام کارگران و کارمندان بیشتری روی می آورد تا بتواند تقاضای بازار برای محصولات یا خدمات ویژه ای را برطرف نماید.

به نوشته ی سایت Jobcreation.us، اشتغال زایی چهار روش مرسوم دارد که آن ها را از روش ساده به سخت طبقه بندی می کنیم:

  1. اشتغال زایی که با حمایت و سرمایه گذاری دولت ایجاد می شود: دولت با سرمایه گذاری در پروژه هایی که می توانند باعث شکل گیری خدمات جدیدی شوند، موجب اشتغال زایی شود. این پروژه ها می تواند شامل قراردادهایی باشد که در زمینه های زیرساختی، نظامی، مهندسی و حتی حقوق و … با بخش خصوصی بسته می شوند. همچنین دولت می تواند از برنامه های در حال اجرای بخش خصوصی حمایت کرده و نتیجه بخشی آن ها را تسهیل سازد. این روش، ساده ترین روش اشتغال زایی است. چرا که با یک منبع بی نهایت پول و اعتبارات مالی یعنی دولت، طرف هستیم. این موضوع می تواند روند اشتغال زایی را سرعت زیادی ببخشد.
  2. اشتغال زایی تحت تاثیر قانون و سیاست های مالی: این روش، همان مسئله ای است که در بالا به آن اشاره شد. فرض کنید که تغییر سیاست های مالی در برنامه های یک کاندید انتخاباتی باشد. اگر این کاندید به قدرت برسد، سیاست های او جایگزین قوانین فرد قبلی شده و این موضوع به وضوح، تفاوت های زیادی را در اقتصاد و صنعت آن جامعه منجر می شود. حتی یک تغییر کوچک در قوانین سیاست های مالی، مشوق های مالیاتی و مقررات مربوطه می تواند بر مسئله ی اشتغال تاثیر بسزایی داشته باشد. البته باید این نکته را در نظر داشت که تغییرات بسیار زیاد می تواند اقتصاد را مورد آسیب قرار دهد و تغییرات بسیار کم هم می تواند ضربه ی بزرگی به یک اقتصاد وارد کند. پس میانه روی در این موضوع می تواند بهترین گزینه و در عین حال سخت ترین عمل باشد.
  3. رویکرد یک سهم بازار برای اشتغال زایی: اگر فردی که شغلی ندارد، با افکار بلندپروازانه اقدام به راه اندازی کسب و کار خود کند، آن هم در بازارها و صنعت هایی که به نظر می رسد ورود به آن ها آسان است، این فرد می تواند موجب اشتغال زایی شود. این موضوع معمولاً زمانی اتفاق می افتد که یک فرد عادی به عنوان یک اشتغال زا وارد تجارت می شود و در صنعتی که چندین سال نسبت به آن آشنایی دارد، به رقابت می پردازد. این کسب و کارهای جدیدی که راه اندازی می شوند براحتی موجب ایجاد شغل می شوند.
  4. اشتغال زایی از طریق ایده ها: نوآوری، اختراع و سرمایه گذاری؛ این سه مرحله می تواند پایه گذار یکی دیگر از روش های اشتغال زایی باشد. این روش یعنی خلق یک صنعت جدید، سخت ترین و در عین حال مؤثرترین راه ایجاد یک اشتغال بلندمدت است. همچنین این روش با وجود سختی، بهترین راه برای رشد مداوم اقتصادی است که می خواهد شهروندان خود را از نظر اشتغال زایی، پشتیبانی کند.

به طور کلی و با توجه به مطالبی که در بالا به آن پرداختیم در مورد تفاوت شاخص میان دو مفهوم کارآفرینی و اشتغال زایی می توان موارد زیر را ذکر کرد:

اول اینکه کارآفرینی، یک شغل جدید ایجاد می کند و در واقع یک ارزش ناب به جامعه اضافه می کند. ولی اشتغالزایی، برای پاسخ به تقاضاهای بازار به جذب نیرو و تکمیل ظرفیت برای شغل های ایجاد شده می پردازد. به عبارت دیگر کارآفرینی، ایجاد درآمد به واسطه ی تغییر دادن عناصر اصلی کسب و کار است، اما اشتغال زایی، توسعه ی کسب و کاری موجود بدون تغییر دادن در مؤلفه ها و عناصر اصلی آن می باشد.

دوم اینکه کارآفرینی عمدتاً مربوط به بخش خصوصی است، در حالی که اشتغال زایی وظیفه ای دولتی است، بدین معنی که دولت ها موظف اند که فرآیندها و فعالیت هایی را که منجر به اشتغال زایی بیشتر می شوند را تسهیل کرده و از آن ها حمایت کنند. یکی از این اقدامات به جای ورود مستقیم دولت به اشتغال زایی یا بزرگ تر کردن دولت، حمایت از فعالیت های کارآفرینانه، گسترش فرهنگ کارآفرینی، بالا بردن ارزش کارآفرینی و کارآفرینان در جامعه و تشویق آن ها است.

سوم اینکه نتیجه ی کارآفرینی در هر عرصه یا مرحله ای، عرضه ی یک کالای جدید و یا خدمتی متفاوت است. در حالی که اشتغال زایی معمولاً به ندرت با نوآوری همراه است. یعنی فقط در همان روش چهارم که از روش های اشتغال زایی مورد بحث قرار دادیم، باید انتظار نوآوری و ایده های جدید را داشته باشیم که همانطور که گفتیم از سخت ترین روش ها است و بسیار کم مورد استفاده قرار می گیرد.

ادامه مطلب در اصفهان پلاس

logo

در نهایت می توان گفت که اگرچه دو مفهوم کارآفرینی و اشتغال زایی هردو باارزش و با یکدیگر مرتبط اند ولی لزوماً برهم منطبق نیستند. اشتغال زایی در برخی موارد می تواند به عنوان یکی از نتایج کارآفرینی مطرح شود.


درباره نویسنده

درباره نویسنده



نظرات پیگیری نظرات این خبر از طریق RSS Feed

  • setare در ۱۳۹۴/۰۷/۱۸ گفته :

    با سلام.امکانش هست منابع رو هم ذکر کنید؟

نظر خود را بنویسید:

نام و نام خانوادگی
نشـــانی ایمیــل
وب ســایـــت
برو بالا