کفشدوزک کارآفرینی ایران

     ۱۳۹۴/۰۳/۲۷     مصاحبه ها           1,201

مصاحبه با خانم مریم انصاری بنیان گذار کفشدوزک

کفشدوزک پروژه‌ای برای افزایش مشارکت زنان در حوزه تکنولوژی و کسب‌و‌کارهای اینترنتی می‌باشد.

لطفا در ابتدا از خودتان و سوابق‌تان بگید:

من از سال ۹۱ وارد فضای فعالان وب فارسی شدم و در ابتدا کار مدیریت پروژه و همچنین تولید محتوا انجام می‌دادم. از دبیرستان به کامپیوتر و برنامه‌نویسی علاقه داشتم هرچند که در دانشگاه ادبیات و علوم انسانی را پیش گرفتم و لیسانسم را دانشگاه تهران و ارشد را در شهید بهشتی گذراندم. مطالعات جنسیتی از ابتدا دغدغه من بود و الان خیلی خوشحالم که می‌توانم در پروژه‌ای فعالیت کنم که توان ایجاد تغییر محسوس در جامعه را دارد.

ایده کفشدوزک از کی و چطور به ذهنتان رسید؟ در ایده پردازی تنها بودید؟

از همان ابتدای فعالیتم متوجه کمرنگ بودن حضور زنان در این حوزه بودم. این مساله خیلی برایم سوال برانگیز بود چراکه می‌دانستم اکثریت خانم‌های همدوره‌ام در دبیرستان و دانشگاه به سراغ رشته‌های مهندسی، نرم‌افزار، سخت‌افزار، فناوری اطلاعات و غیره رفته‌اند. در تیم زیگ‌زاگ‌لب چندین بار در مورد این مساله صحبت کردیم و یک نتیجه‌ای که گرفتیم این بود که تحصیلات دانشگاهی در ایران، بالاخص در رشته‌های مرتبط با تکنولوژی، افراد را برای فعالیت در بازارکار آماده نمی‌کند. با همراهی آقای زاد، ایده اولیه کفشدوزک را پرورش دادیم و آن‌موقع در نظرمان ایجاد پروژه‌ای بود که به آگاه‌سازی افراد در مورد این نابرابری و ایجاد یک کمپین و موج بپردازد. به تدریج در طول کار پروژه گروه هدف، فعالیت‌ها و برنامه‌ها مشخص‌تر شد و حوزه‌های فعالیت پروژه به آموزش و حمایت هم گسترش یافت.

کفشدوزک استارت‌آپ است؟
آنچه که به طور سنتی استارتاپ تلقی می‌شود یک نهاد تجاری یا for profit هست. ازین منظر کفشدوزک هیچگاه یک استارتاپ نبوده چون سودرسانی به صاحبانش را ندارد. اما ذهنیت استارتاپی به بکار گرفتن روش‌های lean برای رشد و گسترش بسته است. کفشدوزک از ابتدا از دانش و تکنیک‌های کارآفرینی اینترنتی بهره برد و آزمون و خطا کرد و در حال حاضر هم می‌توان با در نظر گرفتن رشد، پیشرفت و تاثیرگذاری‌اش (مقیاس پذیری و تکرارپذیری) به آن به چشم یک استارت‌آپ نگاه کرد.

چه کسانی به شما در اجرای ایده کفشدوزک و راه‌اندازی آن کمک کردند؟

در هنگام شروع به کار، کفشدوزک پروژه جانبی تیم زیگ‌زاگ‌لب به شمار می‌رفت و تمام کارهای آن (چه در زمینه فنی و چه محتوایی) توسط همین تیم چندنفره انجام می‌شد. خوشبختانه بعد از لانچ اولیه، پروژه با استقبال زیادی مواجه شد و بسیاری از فعالان حوزه تکنولوژی از ایده کفشدوزک حمایت کردند. از همان ابتدا ما هم در مورد کارهای اجرایی و هم فعالیت‌هایی که در زمینه آموزش در نظر داشتیم، با افراد زیادی صحبت و مشاوره کردیم و از دانش و سابقه آن‌ها بهره بردیم. هم اکنون هم در حال همکاری با سازمان‌ها و شرکت‌های مطرح این حوزه برای ادامه فعالیت‌های کفشدوزک هستیم. در کنار همکاری با این سازمان‌ها که برای برگزاری برنامه‌های آموزشی و میتاپ‌ها و جذب اعضای کفشدوزک به عنوان کارآموز، ما برای کارهای اجرایی، کارهای گرافیکی و تولید محتوا از نیروهای داوطلب بهره می‌بریم. پارسال نزدیک به دویست نفر داوطلب همکاری با کفشدوزک شدند. امسال هم ما حدود صد و بیست داوطلب همکاری جذب کردیم و همکاری خود را با بخش اعظم آن‌ها آغاز کردیم.

در مسیر اجرای کفشدوزک با چه موانع  و کمبودهایی روبه‌رو شدید؟

یکی از جدی‌ترین مسائلی که ما با آن مواجه شدیم جذب و درگیر شدن با گروه هدفی بود که بطور اولیه در نظر داشتیم. ما می‌خواستیم نحوه برخورد و استفاده خانم‌ها از تکنولوژی را بهبود ببخشیم و در واقع تصورمان این بود که برای افزایش تعداد زنانی که تولیدکننده این حوزه هستند در ابتدا باید آن‌ها را به مصرف‌کنندگان بهتری بدل کنیم. مشکل اینجا بود که بخش اعظم معرفی پروژه به صورت آنلاین شکل می‌گرفت و گروه هدف اولیه (خانم‌هایی که استفاده محدودی از اینترنت و تک دارند) خیلی کمتر با کفشدوزک مواجه می‌شد. آمار و داده‌های پروژه نشان داد که بزرگترین بخش مخاطب‌های ما زنان ۱۸ تا ۳۵ سال هستند که دانشجو یا فارغ التحصیل دانشگاه‌اند. این زنان به طور روزانه از اینترنت، کامپیوتر و موبایل استفاده می‌کنند و دانش عمومی فنی‌شان پایین نیست. همین مساله باعث بازتعریف یکسری اهداف و رویکردهای پروژه شد.

یکی از محدودیت‌هایی که ما خیلی در تلاشیم تا برطرف کنیم ورود به شهرهای دیگر ایران است. خوشبختانه در سال گذشته توانستیم یکی از کارگاه‌هایمان را به تبریز ببریم و امسال هم در نظر داریم تا در شهرهایی غیر از تهران نیز برنامه‌های آموزشی و میتاپ‌های شبکه‌سازی کفشدوزک را برگزار کنیم. اما برای این مساله نیاز داریم تا که مراکزی در آن شهرها داوطلب همکاری با پروژه و میزبان رویدادهای کفشدوزک شوند.

در مورد کمبود اما باید بگویم جای خالی پروژه‌ها، نهاد‌ها و سازمان‌هایی که با اهداف مشابه ما در حال فعالیت باشند بشدت محسوس است. پروژه‌ای با مقیاس کنونی کفشدوزک باید قاعدتا روی یکی از برنامه‌های کنونی‌اش تمرکز کند تا بتواند بازده حداکثری داشته باشد. برای مثال در دنیای ایده‌آل، چندین پروژه و یا سازمان باید بر روی اطلاع‌رسانی، آگاه‌سازی و ایجاد کمپین در مورد شکاف موجود میان زنان و مردان حوزه تکنولوژی کار کنند و چندین موسسه و پروژه دیگر به طور تخصصی روی بحث آموزش حرفه‌ای به خانم‌ها. در نهایت باید سازمان‌ها و شرکت‌های سرمایه‌گذاری‌ای برای حمایت مالی و حرفه‌ای از خانم‌ها وجود داشته باشد. اما زمانی که هیچ‌ نهادی در این زمینه‌ها فعالیت نکند، کار کردن تنها بر روی یک بخش بی‌ثمر است و ما باید سعی کنیم تمام این مسئولیت‌ها را بعهده بگیریم.

اتفاق افتاد که از دنبال کردن پروژه ناامید بشید و احساس شکست کنید؟

خوشبختانه در کفشدوزک همیشه با شور و شوق زیادی پروژه را جلو بردیم و تا به حال مساله‌ای پیش نیامده که از اساس پروژه را تهدید کند. بدون شک در انجام هر کاری مشکلات و مسائلی پیش می‌آید که دلسرد کننده هست. فکر می‌کنم کسی نباشد که در ایران دست به کاری زده باشد و چوب بدقولی و جا زدن‌های دقیقه نودی را نخورده باشد! دو مساله مهم که همه جا درباره کارآفرینی و مدیریت می‌شنویم توانایی تصمیم‌گیری سریع و ترس نداشتن از شکست است. بهترین برنامه‌ریزی‌ها هم گاهی به بن‌بست می‌رسند و همیشه باید آمادگی تغییر رویکرد را داشته باشیم. بعلاوه اینکه همیشه چشممان باید به هدف و غایت باشد، اگر شکستی رخ می‌دهد اصولا در راه رسیدن به این هدف است. توانایی تغییر مسیر و استراتژی باعث می‌شود اشتباهات گذشته تکرار نشوند و به هدف نهایی نزدیک‌تر شویم.

اهداف کفشدوزک چیست؟

هدف کفشدوزک افزایش حضور زنان در حوزه تکنولوژی و کسب‌وکار است. این هدف را ما در حال حاضر از سه راه پیش می‌بریم:

  • اطلاع رسانی و تولید محتوا (انتشار اخبار، مقالات و مصاحبه و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی)
  • آموزش (دوره‌های آنلاین متنی و ویدیویی، کارگاه‌ها و برنامه‌های آموزشی حضوری)
  • ایجاد امکان شبکه سازی برای خانم‌ها از طریق میتاپ‌های کفشدوزک

کفشدوزک به دنبال منافع شخصی هست و یا یک سازمان مردم نهاد است؟

سازمان‌های مردم‌نهاد را شاید در ایران بیشتر به عنوان خیریه‌ها بشناسند. همانطور که قبلا هم اشاره کردم، کفشدوزک یک پروژه تجاری نیست و هدف ایجاد تغییر اجتماعی دارد. اصطلاحی که در مورد چنین پروژه‌هایی رایج است کارآفرینی اجتماعی است. البته این حرف به این معنا نیست که پروژه برای گسترش به پول احتیاج ندارد. ما در نظر داریم تا بخش آموزش را گسترش دهیم و پروژه را به مرحله برسانیم که درآمدش امکان پوشش هزینه‌ها و همچنین توسعه‌اش را فراهم کند.

فکر می‌کنید چقدر می‌توانید در رسیدن به اهدافتان موفق شوید؟

به نظرم کفشدوزک در هدف اولیه‌اش که آگاه‌سازی و ایجاد یک موج بوده تا همین امروز موفقیت‌های قابل توجهی داشته و این روند ادامه خواهد داشت. در بحث آموزش هم برنامه پیلوت کارگاه‌های پارسال بازخوردهای بسیار مثبتی داشت و به ما راه درست اجرای برنامه‌های آموزشی را نشان داد. در حال حاضر یکی از اهداف ما کمک به زنان فعال در عرصه تکنولوژی در زمینه شبکه‌سازی است که پیش‌بینی می‌کنم بسیار ثمربخش باشد. ما از نظر و تجربه کارآفرینان و فعالان موفق عرصه تکنولوژی شرکت‌های مطرح چه در ایران و چه سایر نقاط جهان بهره می‌بریم. این مساله باعث می‌شود که درصد خطای فعالیت‌هایمان خیلی پایین بیاید. کفشدوزک در حال حاضر داوطلب‌های توانمندی دارد که می‌توانند بسیار در پیشبرد اهداف پروژه به ما کمک کنند.

چه سازمان‌ها و نهادهایی می‌توانند به شما در رسیدن به اهداف کفشدوزک موثر باشند؟

شرکت‌های کوچک و بزرگ حوزه تکنولوژی اولین نهادهایی هستند که باید فرهنگ سازمانی خودشان را اصلاح کنند تا خانم‌های بیشتری امکان فعالیت در آن‌ها را پیدا کنند. توجه به مساله تنوع جنسیتی، زدودن تعصب‌های آشکار و نهان در قبال زنان و تلاش فعالانه برای جذب زنان در مشاغل فنی و مدیریتی وظیفه‌ای است که این سازمان‌ها باید به گردن بگیرند. قدم اول در این راه شفافیت در مورد وضعیت کنونی هر شرکت، انتشار ریز آمار زنان شاغل در آن و بررسی و تحلیل این داده‌ها است.

نهادهای آموزشی (مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها، آموزشگاه‌ها و …) نیز می‌توانند خیلی تاثیر مثبتی ایجاد کنند. بالاخص دانش‌آموزان دوره راهنمایی و دبیرستان گروه‌ هدف ایده‌آل برای ایجاد تغییر بنیادین هستند. با ترویج علوم کامپیوتر و ترغیب دانش‌آموزان دختر به ورود به دنیای تکنولوژی، می‌توان مطمئن شد که نسل بعدی با یک فضای مردمحور در این حوزه مواجه نخواهد شد.

همچنین نهادهایی باید برای حمایت از زنان در حوزه استارتاپ‌ها ایجاد شود. این حمایت می‌تواند به صورت مشاوره و مربی‌گری، شتابدهی، اختصاص سرمایه و … باشد.

فکر می‌کنید حضور زنان در دنیای کارآفرینی و تکنولوژی چه تاثیری در جامعه می‌تواند داشته باشد؟

آمار فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا نشان می‌دهد که بخش اعظم نیروی متخصص ایران در حال حاضر زنان هستند. حتی اگر فرض بگیریم که داشتن مدرک دانشگاهی به تنهایی برای فعالیت در دنیای تکنولوژی و کسب‌وکار کافی نیست، باز هم باید بپذیریم که بخش اعظم سرمایه ایران وارد بخش تولید نشده و خفته است. از آنجا که بخش تکنولوژی به سرعت در حال رشد است و بخش اعظم سرمایه در جهان در این صنعت جریان خواهد داشت، باید سعی شود تا به طور حداکثری از نیروی کار بهره برده شود. در واقع وقتی می‌گوییم سرمایه اصلی ایران جوانان هستند باید در نظر بگیریم که پنجاه درصد این جوانان خانم‌ها هستند که سهم حداقلی از روبه‌رشدترین صنعت دارند. بدل کردن خانم‌ها به تولیدکننده و کارآفرین بدون شک در پیشرفت اقتصاد نقش مهمی دارد.

علاوه بر این مطالعات در حوزه مدیریت و کسب و کار نشان داده که برخی از مهم‌ترین شاخصه‌های یک رهبر، مدیر و کارآفرین موفق در زنان پررنگ‌تر است: خصلت‌هایی مثل همدلی، برنامه‌ریزی و مشاوره‌جویی.

تحقیق‌های متعددی هم درباره شرکت‌ها و استارتاپ‌ها در سطح جهان انجام شده و نشان می‌دهد که داشتن مدیران زن مستقیما در سودآوری و موفقیت استارتاپ و شرکت تاثیر مثبت می‌گذارد.

به نظر شما زنانی که در این حوزه‌ها مشغول به فعالیت هستند چه خصوصیاتی دارند و یا باید داشته باشند تا موفق باشند؟

مقالات و منابع بیشماری به خصوصیات کارآفرینان و فعالان حاضر در عرصه تکنولوژی می‌پردازند و بحثش خارج از حوصله این مصاحبه است. بعلاوه اینکه زن بودن باعث نیاز به یک مجموعه بخصوص از توانایی‌ها و یا خصوصیت‌ها نمی‌شود. بحث‌هایی مثل اعتماد به نفس، ریسک‌پذیری، توان رهبری، برنامه‌ریزی، ممارست و … مختص خانم‌ها و یا آقایان نیست و هر فرد فعالی در این حوزه باید بتواند این خصلت‌ها را در خودش پرورش دهد. اما شاید بتوان گفت یکی از مسائل اصلی‌ای که بخش قابل توجهی از خانم‌های فعال و متخصص به آن دچارند کمبود اعتماد به نفس است. این مساله که غالبا ناخودآگاه است و ریشه فرهنگی هم دارد باعث می‌شود تا خانم‌ها نتوانند توانایی‌های واقعی‌شان را بیان کنند و همچنین از ورود به دنیاهای ناشناخته و دست‌ زدن به کارهای بزرگ‌تر، جدید و ناآشنا بپرهیزند.

چه توصیه‌ای برای خانم‌هایی که علاقمند به حضور در حوزه تک و کارآفرینی را دارند، دارید؟

شاید یکی از مهم‌ترین مشکلات شخصیتی‌ای که من خودم با آن مواجه بودم و هستم بحث کمال‌گرایی باشد. اینکه بخواهیم یک کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم خیلی خوب است، اما اگر این مساله باعث شود که انجام یک کار را به تعویق بیاندازیم و یا از آن صرف نظر کنیم بسیار مخرب است. ترس‌های بسیاری باعث می‌شود که احساس کنیم آمادگی لازم را نداریم و تا نتوانیم بدون نقص کاری را انجام دهیم نباید شروعش کنیم. این باور غلطی است که در بین خانم‌ها بسیار رایج است، شاید به این دلیل یک خانم باید هزینه سنگین‌تری برای شکست‌هایش بپردازد و اصولا جامعه کمتر پذیرای یک خانم موفق است. تنها ریسک‌پذیری، تجربه کسب کردن و آزمون و خطا است که به ما امکان پذیرفتن فرصت‌ها و حتی ایجاد فرصت‌های جدید را می‌دهد.


درباره نویسنده

درباره نویسنده



نظرات پیگیری نظرات این خبر از طریق RSS Feed

  • مسعود باژیان در ۱۳۹۴/۰۳/۳۰ گفته :

    سلام انجمنی در کشور وجود دارد به نام زنان کار افرین که هر ساله در یک استان کشور گرد هم می ایند و تجربیاتشون رو در اختیار هم قرار می دهند از زنان تاجر گرفته تا مدیران شرکت های بزرگ به نظرم باهاشون ارتباز بگیرین سال گذشته در کرمان برنامه داشتن

نظر خود را بنویسید:

نام و نام خانوادگی
نشـــانی ایمیــل
وب ســایـــت
برو بالا