شاهراههای اطلاعاتی نسل آینده

     ۱۳۹۳/۱۲/۰۶     مقالات      ۱     860

نویسنده : احسان بابایی

تگ ها ، شاهراههای اطلاعاتی نسل آینده

شاید در طول وبگردی های اخیر خود در سایت های معروفی نظیر  Flickr ، Del .icio .us و  . . . مکررا با مفهومی به نام “تگ” برخورد کرده باشید و شاید این مطلب را هم می دانید که Tag ها  یکی از مهمترین وجوه تمایز وب امروز با نسل گذشته فناوری وب هستند  . اما موضوعی که شاید کمتر به آن اندیشیده اید نقش فوق العاده حیاتی تگ ها در آینده دنیای مجازی و تحقق نه تنها وب معنایی بلکه فضای سایبرنتیک معناگراست! این مقاله درصدد شرح این واقعیت است که وجود تگ ها چیزی فراتر از جستجوپذیر شدن محتوای سایت هاست و شناخت صحیح از فلسفه وجودی تگ می تواند برای توسعه دهندگان دنیای مجازی ، ضرورتی انکارناپذیر باشد .

تگ چیست :

تگ را می توانید یک کلمه کلیدی یا عبارتی متداول بدانید که یک سند دیجیتال را از دریچه ای مفهومی ، توصیف می کند خواه سند دیجیتال مذکور یک صفحه وب باشد یا یک فایل عکس و یا فایل های صوتی تصویری  . در بسیاری از وب سایت ها و حتی در نسخه های جدید سیستم عامل ها مانند ویندوز ویستا ، می توانید اقلام اطلاعاتی را با استفاده از تگ ها برچسب بزنید .

این برچسب می تواند عبارتی تک کلمه ای و یا عبارتی چند کلمه ای و یا حتی یک جمله باشد .حتما در بعضی برنامه های تلویزیونی دیده اید که مجری ، تصویر یا جمله ای را به شرکت کننده عرضه می کند و او در پاسخ می بایست کلمه یا عبارتی که به ذهنش متبادر می شود را بگوید .این عبارت تگی برای توصیف آن عکس یا جمله محسوب می شود .

اما آنچه Taging یا تگ گذاری را یکی از مشخصات بارز وب ۲ کرده است تمرکززدایی و انحصارگریزی آن است .در موج انقلابی وب ۲ ، سایت های اینترنتی از پایگاه هایی که انحصارا توسط مدیران و ویراستاران متخصص سایت بروز رسانی می شوند ، به اجتماع های مجازی که محتوای اطلاعاتی آن توسط مشارکت همه کاربران تولید می شود ، تغییر ماهیت داده اند .به همین نسبت فهرست نویسی و گروه بندی مطالب سایت توسط متخصصین تیم مدیریت سایت ، جای خود را به موضوع بندی کردن اطلاعات از زوایای محتلف توسط کاربران داده است و این همان مفوم تگ گذاری است .

در زمانی که هنوز اسناد دیجیتال به روشی هوشمند از محتویات خود آگاه نیستند ، وقتی هر بازدیدکننده از یک صفحه وب ، یک عکس ، یک موسیقی ، یک فیلم ، یک کتاب یا هر چیز دیگر بازدید می کند، نظر خود را در باب آن مطلب ، در قالب مجموعه ای از تگ ها باقی می گذارد ، بدون آنکه بداند ، جای پا و علامات راهنمایی که او در جاده پنهان شده در زیر برف از خود باقی می گذارد ، می تواند برای رهگذر بعدی ، نقشی حیاتی در پیدا کردن راه مورد علاقه اش بازی کند  . وقتی بیشتر ردپا ها به سویی متمایل می شوند پس حتما آن مسیر مطلوبتر ، آزموده تر یا شاید جذاب تر است . حتما در وبگردی ، به تگ هایی که در کنار دیگر تگ ها ، اما درشت تر و پر رنگ تر نمایش داده شده اند برخورده اید . به این معنا ، تگ ها چیزی بیش از فهرست نویسی موضوعی توسط کاربران است یعنی نوعی آرشیو تقویت شونده از تجارب به اشتراک گذاشته شده کاربران با یکدیگر .

تگ ها و موتورهای جستجو :

محور اصلی الگوریتم نرم افزاری موتورهای معروف جستجو مانند گوگل و یاهو و  . . . سال هاست که بر اساس پردازش متن و یا به عبارت بهتر داده کاوی متنی استوار شده است  . علیرغم تلاش های موفقی که در استفاده از تکنیک های هوشمند برای فهمیدن موضوعات درون عکس ، فیلم ، فایل های صوتی و دیگر اسناد دیجیتال غیر متنی صورت گفته است ، هنوز تنها عکس ها و فیلم هایی شانس پیدا شدن توسط موتورهای جستجوگر را دارند که در کنار خود ، دارای متونی حاوی توضیحاتی کامل پیرامون موضوعات مورد جستجو باشند . بهبود مثال زدنی موتور جستجوی گوگل در یافتن فایل های ویدیویی مرتبط ، مرهون خریداری سایت youtube .com توسط شرکت گوگل است ، سایتی که با فراهم آوردن جامعی ای اینترنتی ، به کاربران خود اجازه می دهد علاوه بر به اشتراک گذاری فیلم های خود ، نظر خود را بصورت متنی و در قالب تگ ها ، در مورد فیلم های همدیگر عنوان کنند .

جالب است بدانید تگ ها می توانند به بهتر یافت شده متون هم کمک کنند! اجازه دهید با مثالی چگونگی مطلب را روشن کنم . آیا تا کنون پیش آمده بخواهید از گوگل برای یافتن شعری یا ضرب المثلی در باب یک موضوع استفاده کنید؟ نه هنگامی که می دانید بعضی از کلمه های آن شعر چیست بلکه زمانی که نمی دانید آیا شعری در این زمینه هست یا نه ، یا زمانی که می دانید ضرب المثلی در این موضوع هست ، اما هیچ کلمه ای از آن را به یاد نمی آورید . قطعا متوجه ناکامی اینگونه جستجوها شده اید . چرا ؟ گوگل یا هر موتور جستجوگر دیگری بر اساس جستجو در متن طراحی شده است لذا مثلا وقتی شما عبارت “شعری برای مبعث رسول اکرم” را جستجو می کنید ، این غزل حافظ پیدا نخواهد شد که :

ستاره ای درخشید و ماه مجلس شد                       دل رمیده ما را انیس و مونس شد

زیرا در این غزل و یا در صفحه وبلاگی که در آن واقع شده ، اثری از واژگان “مبعث” ، “رسول” و “اکرم” نیست . اما کافیست نرم افزار وبلاگ مذکور  با بهره گیری از قابلیت تگینگ ، از کاربران خواسته باشد نظر خود را پیرامون این مطلب ، در قالب چندین تگ مطرح کنند . به احتمال زیاد کاربر صاحبدلی پیدا می شود که متوجه ظرافت ارتباط این غزل با مبعث رسول گرامی اسلام شود . با ثبت شدن این تگ ها و فهرست شدن دوباره آنها توسط موتور جستجو در مراحل بعدی ، قطعا جستجوهای موضوعی ، جواب های مطلوب تری را باز خواهند گرداند .

البته  این به آن معنی نیست که تگ ها دوستان هم پیمان موتورهای جستجوگر محسوب می شوند . زیرا در عین حال ، گسترش استفاده از تگ ها در وب سایت های اینترنتی ، می تواند چالشی بزرگ برای موتورهای جستجوگر محسوب شود . در توضیح این مطلب لازم است بگویم همچنانکه می دانید الگوریتم های رتبه بندی موتورهای جستجو مبتنی بر تعیین دو دسته پارامتر ، وظیفه حساس رتبه بندی نتایج را انجام می دهند . پارامترهای درون صفحه و بیرون صفحه . پارامترهای بیرون صفحه نظیر تعداد صفحاتی که به این صفحه لینک داده اند ، میزان ارتباط موضوعی این لینک ها ، اهمیت صفحات لینک دهنده و  . . . در تعیین اهمیت و معروفیت صفحه موثر است . اما پارامترهای درون صفحه نظیر تعداد دفعات تکرار یک کلیدواژه ، محل آن در صفحه ، میزان تاکید طراح و یا مولف صفحه روی این عبارت و  . . . در میزان موضوعیت و ارتباط مفهومی صفحه با عبارت جستجو شده تاثیرگزار است .

از طرف دیگر می دانیم که ۹۰ درصد جستجوکننده ها ، با پاسخی که در یکی از نتایج ۱ تا ۱۰ صفحه اول بدست می آورند قانع شده ، جستجو را پایان می دهند و به ندرت کسی به صفحات ۲ ، ۳ یا  . . . می رود  . با این توضیحات ، طبیعتا با رواج استفاده از تگ ها در سایت های اینترنتی و زیاد شدن دامنه تگ های مورد استفاده هر سایت ، باعث می شود سایت های با عظمتی نظیر ویکی پدیا ، جایگاه های پایداری در نتایج صفحه اول را اشغال کنند و پس از مدتی ، چند ده نتیجه اول اکثر جستجوها ، فهرست ثابتی از سایت هایی معروف خواهد شد که در هر بابی ، تگی دارند و ذیل هر تگی دنیایی از مطلب . البته قطعا موتورهای جستجو راهی برای برون رفت از این چالش پیدا خواهند کرد .

تگ ها از جهتی دیگر هم می توانند از اقتدار سال های گذشته موتورهای جستجو بکاهند و آن شکستن انحصار موتور های جستجو در کنترل جریان بازدید ها در وب است  . پیش از تولد تگ ها ، در انبوهی از اطلاعات در حال انفجار که هر روز در سراسر دنیا به مجموعه وب افزوده می شود ، راهی به جز استفاده از موتور های جستجو متصور نبود و یافتن انواع اطلاعات متنی ، صوتی ، تصویری در باب یک موضوع ، تنها در انحصار موتورهای جستجو بود . اما از آنجا که تگ ها کانال های وبگردی آینده اند ، چنان که در ادامه شرح می دهیم ، این انحصار شکسته خواهد شد .

تگ ها ، کانال های وبگردی :

یکی از جنبه های وب ۲ ، تبدیل شدن سایت ها به محیط های اجتماعی مجازی است  . بالاتر از امکانات و سرویس های نرم افزاری یک سایت اینترنتی و مهم تر از زیاد بودن حجم اطلاعات و یا تعداد کاربران و اعضای یک سایت ، توانایی سایت در خلق محیطی مجازی است تا کاربران بتوانند بر اساس یک محور مشترک ، گرد هم آیند و در این اجتماع مجازی ، تعاملات و برهم کنش هایی داشته باشند تا یکی از جنبه های شخصیت مجازی ایشان حول محور یاد شده شکل گیرد  .

به تعبیر دیگر سایتی مثل Flickr نه انباره ای از عکس ها ، که جامعه ای مجازی از علاقه مندان به عکس و عکاسی است که عکس هایشان را به اشتراک گذاشته اند ، در باب همدیگر نظر می دهند ، با یکدیگر دوست می شوند و در پروفایل خود ، حول موضوع عکس ، ابعادی از شخصیت مجازی خود را به منصه ظهور می رسانند . سایت Del .icio .usهمینکار را با محوریت لینک انجام می دهد یعنی شما با ثبت کردن و به اشتراک گذاشتن لینک های مورد علاقه تان با دیگران ، جنبه هایی از علاقه مندی ها و دغدغه های خود را در صحیفه وب ثبت می کنید . و همین موضوع در سایت دیگری حول موضوع موسقی ، در جای دیگر حول موضوع هنر و سینما و  . . . شکل می گیرد  .

هر یک از سایت های مذکور ، با استفاده از تگینگ ، محتوای خود را توسط کاربرانشان تگ زده اند و لذا با رجوع به آن تگ می توان به اجتماعی از کاربران و آثار و اطلاعات آنها حول محور مشترک (عکس ، موسقی یا  . . .) و ذیل موضوع تگ دست یافت که مبین بعد خاصی از شخصیت مجازی ایشان است  . مثلا ذیل تگ “درخت” در سایت Flickr با هزاران قطعه عکس از کاربران مختلف با زوایای نگاه مختلف مواجه می شویم و در صورتیکه از یکی از عکس ها خوشمان آمد با کلیک روی آلبوم آن ، به دیگر عکس های آن هنرمند و دیگر دوستان هنرمندش دسترسی پیدا می کنیم .

اینجاست که رویداد تکان دهنده ای شکل می گیرد . کانال های وبگردی ! . کافیست دو سایت Flickr و Del .icio .us، بر اساس تگی با هم دست دوستی دهند و هر یک لینک تگ دیگری را در صفحه مخصوص تگ خود بگذارد . یعنی ایجاد کانالی ارتباطی بین مجموعه ای غنی از هزاران عکس در باب “درخت” و مجوعه دیگری از هزاران لینک در باب “درخت” و با پیوستن دیگران به این مجموعه ، مجموعه موسیقی در باب “درخت” و مجموعه مطالب  آموزشی ، فیلم ها ، اشعار ، ضرب المثل ها و یا هر نوع دیگر از اطلاعات در باب “درخت”  .

کانال های ارتباطی بر اساس موضوعات تگی، گامی بزرگ به سوی وب معنایی است  . وبی که ارتباط دو صفحه با یک پیوند تنها منوط به اطلاع صاحبان دو صفحه از وجود و ارتباط موضوعی بین صفحاتشان نباشد و با ثبت شدن ردپای کاربران بصورت تگ ، هر لحظه شاهراه های تازه و جالبی از یک گوشه وب به گوشه ای دیگر کشیده شود  .

 تگ ها در غیر دنیای وب :

از آنچه تا کنون گفته شد به نظر می رسد تگ یکی از موارد فناوری وب است  . حال آنکه تگ در غیر وب نیز در حال طی کردن دوران طفولیت خود است . در واقع سالهاست بشر از برچسب گذاری برای توضیف اشیاء استفاده می کند . از برچسب های قیمت کالا روی اجناس گرفته ، تا برچسب های صدآفرین روی دفترچه های مدرسه . بارکدها نوع دیگری از برچسب بودند که با خطوطی موازی با ضخامت های گوناگون ، امکان متمایز شدن کالاها و برخورداری از یک کد یکتا به هر کالا را می دادند .اما در واقع اطلاعات مربوط به کالا نه در برچسب که در بانک اطلاعاتی دستگاه بارکدخوان قرار داشت .

شاید این روزها نام فناوری جدیدی تحت عنوان RFID را شنیده باشید ، شناسه فرکانسی رادیویی ! برچسبی دارای ریزپردازنده ای مجهز به فناوری بی سیم و حافظه ای شامل بانک اطلاعاتی کاملی از مشخصات شیئی که روی آن چسبانده شده است . کافی است دستگاه مرکزی ، اطلاعات هربرچسب را تقاضا کند تا یک لحظه ، در بانک فهرست کاملی از رکوردهای مربوط به RFID ها گردآوری شود . فهرست کاملی از مشخصات و جزئیات محصولات یک سوپرمارکت گرفته ، تا چمدان های مسافران و شاید روزی آدم ها !

RFID ها برچسب هایی سخت افزاری هستند که شیئی که به آن چسبیده اند را توصیف می کنند . دقیقا مانند آنچه تگ ها در وب برای توصیف اقلام دیجیتال انجام می دهند . البته هم اکنون اطلاعات درون RFID ها  توسط متصدی یک کالا در آن وارد می شود و نه توسط همه آدم های مواجه با آن . اما چرا باید احتمال رسیدن موج متحول کننده فلسفی وب ۲ را به RFID و امثال آن نادیده بگیریم ؟

تگ ها و آینده فن آوری اطلاعات :

بیل گیتس در کتاب معروفش “کسب و کار دیجیتالی” ذیل عنوان “سبک زندگی وب” روزهایی را نوید می دهد که با اختراع انواع سنسورهای جدید و تقویت قدرت ادراک ماشین از محیط پیرامون با استفاده از نرم افزارهای هوشمند ، و همراه با گسترش پهنای باند و ارتباطات بیسیم بین انواع وسایل الکترونیک ، مرز بین رایانه ، لپ تاپ ، موبایل ، تلویزیون ، رادیو و  . . . و یا مرز بین دسکتاپ ، وب و  . . . برداشته خواهد شد و همه این وسایل می توانند به محض کنار هم قرار گرفتن ، علیرغم تنوع سخت افزاری و نرم افزاری ، بر اساس پروتوکل های مشترکی ، به رد و بدل اطلاعات با یکدیگر بپردازند  .

در نظر بگیرید چند روزی مهمان هتلی پیشرفته هستید  . به محض ورود به اتاق تلویزیون روشن شده و خانم مجری ضمن خوش آمد گویی به شما با نام تان ، خودش را معرفی کرده می گوید که آماده پاسخگویی و راهنمایی به شماست  . کافی است موبایلتان روشن باشد ، تا خصوصیات اخلاقی شما و وقایع اخیر زندگیتان را به اطلاع تلویزیون برساند تا تلویزیون با دانستن این مطلب که شما آدم احساساتی هستید و اخیرا پدر خود را از دست داده اید ، ضمن ابراز همدردی ، نماهنگ هایی مطابق با سلیقه شما برایتان پخش نماید و همچنین چند پیشنهاد از برنامه هایی که در بین ده ها هزار کانال قابل دریافت ، قابل پخش هستند و با ذائقه شما متناسب هستند را ارائه نماید . همچنین تلویزیون با اطلاع دادن ویژگی های شما به مرکز پخش ، امکان نمایش تبلیغات مرتبط با موضوع و تاثیرگزارتری را فراهم آورد .

قطع نظر از اینکه آیا دنیایی که تصویر شد بیشتر لذت بخش و فرحزاست یا ترسناک و بی آسایش ، قطعا در آینده نزدیکی که این پیش بینی ها به وقوع بپیوندد ، تنها چیزی که می تواند پروتوکل ارتباطی دستگاه ها را به روشی معناگرا فراهم کند تگ ها خواهد بود  . به عبارت دیگر ، در آنروز ، بستر سخت افزاری ، ارتباط رسانه ای ، پلت فرم نرم افزاری و فرمت داده ای هر چه باشد ، بسته اطلاعاتی که بین موبایل و تلویزیون و یا بین تلویزیون و مرکز پخش رد و بدل می شود ، حاوی یک یا چند تگ خواهد بود  . این موضوع منوط به وجود داشتن پروتوکلی مشترک بین دستگاه ها و فهم یکسان آنها از تگ ها خواهد بود و  از اینجاست که به لزوم  ایجاد استانداردی برای تعریف تگ ها پی می بریم .

لزوم ایجاد استانداردی بین المللی برای تگ ها :

یک معنا می تواند در قالب تگ های متفاوت اما هم معنی بیان شود  . مثلا کلمات “میکروسافت” ، “ماکروسافت” ، “مکروسافت” و “مایکروسافت” ، درست یا غلط ، نگارش های رایجی از نام شرکت Microsoft است که در واقع همه یک معنی را می دهند . از طرف دیگر تگ ها در زبان های مختلف ممکن است هم معنی باشند مثل تگ “”Microsoft و “میکروسافت” که معادل ترجمه ای یکدیگرند  . از سوی دیگر تگ ها با یکدیگر بی ارتباط نیستند . به عنوان نمونه ، تگ “میکروسافت” دارای ارتباطی قوی با تگ “ویندوز” است ، حال آنکه با تگ “لینوکس” چندان مرتبط نیست  .

این موارد و بسیاری از موارد دیگر ، روشنگر این حقیقت است که می بایست سازمانی بین المللی ، مسئولیت بازتعریف و ایجاد استانداردی جهانی – چه از لحاظ مفهومی ، چه ار لحاظ نگارشی و چه از لحاظ فرمتی – را عهده دار شود تا جریان خلق و بهره گیری از این فناوری نوین ، بتواند با بهره گیری از پروتوکل های مناسب نرم افزاری ، شایستگی پاسخگویی به ضرورت های فردا را پیدا کند .

فردایی که دیگر تنها ربات های موتور های جستجو نیستند که در حال ایندکس کردن صفحات جدیدند بلکه هر کاربر در مواجهه با هر مطلب تازه یا غیر تازه ، به منزله کریستف کلمپی است که نه تنها جنبه ای ناشناخته از دنیای جدید را کشف می کند بلکه راهی را که یک بار طی کرده برای تمامی انسان های بعد از خود ، تبدیل به شاهراهی پر رفت و آمد خواهد کرد . شاهراهی به نام تگ .


درباره نویسنده

درباره نویسنده



نظرات پیگیری نظرات این خبر از طریق RSS Feed

  • ملیکا شفیع زاده در ۱۳۹۳/۱۲/۰۶ گفته :

    مطلب بسیار خوبی بود. خصوصا استفاده از مثال شعر برای توضیح مفهوم تگ رو واقعا دوست داشتم. معمولا مقالات ای تی از استفاده از این بخش ها محروم هستند. ولی توجه به این موضوع در این مقاله برای من جالب بود.

  • المیرا کمال پور در ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ گفته :

    با تشکر از نویسنده مقاله ، خیلی خوب و روان مفهوم تگ توضیح داده شده. ممنون از کاریا. امروز چند مقاله مفید دیگر هم در سایت شما مطالعه کردم.
    برای انتشار در لینکدین و فیسبوک لینکی که بالای مقالات هست کار نمی کند!! لطفا بررسی کنید

  • مسیح عنایتی در ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ گفته :

    نگاه صحیح ولی متفاوتی از مفهوم تگ بود که به نوع خود برای من جالب بود. اینکه مقاله اقتباس یا ترجمه نیست خیلی ارزشمند است. معمولا مقالات ترجمه شده ای که منتشر می کنید جالب کار نشده. اگر به سمت چنین مقالاتی برید قطعا با روند سایت کاریا سازگار تر است.

  • محمد کاویانی در ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ گفته :

    سلام. ضمن تشکر از ارائه کننده مقاله. ولی ارتباط بین تگ و RFid قابل نقد است توضیحات بیشتر در این مقاله در این خصوص شاید بهتر بود.
    البته مقاله ای مختصر و مملو از نکته است. ممنون از کاریا و مولف مقاله

  • فراهانی در ۱۳۹۳/۱۲/۱۵ گفته :

    سلام. مقالات کاریا رو معمولا دنبال می کنم. به نظر من یکی از مقالات خیلی خلاصه و مفید در تعریف مفاهیم می تونه این مقاله باشه که خیلی نکته بین یک مفهوم کلیدی رو توضیح داده و اتفاقا با استفاده از مثالهای بسیار ساده و ساختارشکنانه به تفهیم تعریف رسیده. جالب بود و از مطالعه این مقاله لذت بردم. موفق باشید

  • ندا عباس زاده در ۱۳۹۳/۱۲/۲۳ گفته :

    فکر نمی کردم بشه تگ رو اینطوری هم تعریف کرد. جالب بود

نظر خود را بنویسید:

نام و نام خانوادگی
نشـــانی ایمیــل
وب ســایـــت
برو بالا