یک اکوسیستم کارآفرینی دقیقا چیست؟

     ۱۳۹۳/۱۰/۲۷     مقالات           1,354

منبع:http://www.wamda.com

پرورش کارآفرینی ،هسته اصلی توسعه اقتصادی در شهرها و کشورها، در سراسر جهان شده است. پرورش کارافرینی به عنوان یک استراتژی توسعه اقتصادی به “اکوسیستم کارافرینی” مشهور است.این جای تعجب ندارد، به هر حال هر ایده نوینی مانند باورهای غلط و افسانه ها در همه جا پخش میشود. این مقاله یک تست کوتاه و سریع است که حقیقت اکوسیستم کارافرینی و ارتباط بین کارافرینی و توسعه را به طور کلی محک میزند.بسیار مهم است که این موضوع به درستی دریافته شود چون ضروریت وجود کارافرینی به عنوان یک اولویت سیاستی و (و تا حد کمی پاسخگو به)نامیدی به دلیل وجود سیاست صنعتی اجباری،استراتژی های خوشه ای بی ثمر وشکست به دلیل تمرکز سطحی بر روی شرایط در چارچوب اقتصاد کلان (یا همان “توافق واشینگتون”) همزمان رخ داده اند.اگر ما بخواهیم از اشتیاق برای شکست خوردن اکوسیستم کارافرینی جلوگیری کنیم ،باید یک چکیده ای از معنای آن را دریابیم.

برای اینکه اکوسیستم کارافرینی قوی داشته باشید باید تعداد زیادی استارتاپ وجود داشته باشد.

غلط.هیچ مدرکی در مورد اینکه صرفا وجود تعداد زیادی استارتاپ یا تاسیس کسب و کارهای جدید، باعث توسعه اقتصادی میشود،وجود ندارد.اما شواهدی در مورد عکس آن وجود دارد که رشد اقتصادی باعث به وجود آمدن کسب و کارها و استارتاپ های جدید میشود.همچنین دلایلی بر باور این موضوع وجود دارد که تعداد کسب وکارهای کوچک تاثیر منفی بر سلامت اقتصادی ملی دارد . سازمان “کافمن” به تازگی گزارش کرده است که با بهبود اقتصاد آمریکا و ازدیاد شغل های خوب ،تعداد استارتاپ ها در حال کاهش است.درواقع، افزایش استارتاپ ها ممکن است یک سیاست بد باشد.

با پیشنهاد تشویق های مالی( مانند تشویق مالیاتی سرمایه گذاری های انجل) در اوایل هر کسب و کاری،سرمایه گذاری های پر ریسک در کارافرینان موجب بهبود اکوسیستم کارافرینی میشود.

غلط.در واقع، تعداد کمی ،اگر نگوییم هیچ، نتایج خوب از تاثیر تشویق های مالیاتی انجل ها -که فراگیر هم هستند- وجود دارد.یکی از تحقیقات که در سال ۱۹۹۴ در انگلیس درباره یکی از قدیمی ترین سیاست ها،سیاست سرمایه گذاری سازمانی، براورد کرد که این سیاست باعث افزایش چشمگیری در سرمایه گذاری های کوچک (کمتر از ۱۰،۰۰۰ دلار) توسط سرمایه گذاران بی تجربه که بر این باور بودند که بازده کمتری نسبت به سرمایه گذاری های مشابه به دست آورده اند، شده است.در واقع، اکثریت سرمایه گذاری های خطرپذیر در کالیفرنیا،نیویورک و ماساچوست صورت گرفته است که هیچ تشویق مالی مستقیم، به جز سود های مالیاتی ،به آن ها تعلق نگرفته است.

اشتغال زایی هدف اصلی پرورش اکوسیستم کارآفرینی نیست

درست.به دلیل اینکه کسی صاحب یا نماینده یک اکوسیستم کارآفرینی نیست،کسی که بتواند به تمام نقش آفرینان آن انگیزه بدهد وجود ندارد.انگیزه پرورش کارآفرینی کاملا به این بستگی دارد که چه کسی بازیگر یا ذینفع است.برای سازمان های عمومی ،اشتغال زایی و درآمد های مالیاتی (سلامت مالیاتی) ممکن است که هدف اصلی باشد.برای بانک ها،یک پورتفوی وام سودآورتر و بزرگتر ممکن است که مفید باشد.برای دانشگاه ها، تولید دانش،سابقه، و کمک هایی از طرف خیرها ممکن است مفید باشد.برای کارافرینان و سرمایه گذاران تولید ثروت ممکن است مفید باشد. برای شرکت ها ، نوآوری،فروش محصولاتشان،کسب افراد با استعداد و توسغه تغییر منابع ممکن است که مفید باشد.برای بسیاری از ذینفعان ، خود کفایی اکوسیستم کارافرینی ممکن است سود آور باشد.

برای قوی تر کردن اکوسیستم کارافرینی محلی خود،لازم است که “فضاهایی برای همکاری “و “پرورش دهنده ها”و امثال اینها فراهم کنید.

غلط.هیچ مدرک سیستماتیکی درمورد اینکه فضاهایی برای همکاری به رشد سرمایه گذاری به طور مشخص کمک میکند وجود ندارد.مثال های زیادی در مورد سرمایه گذاری های رو به رشد در تمام قسمت ها که از پرورش دهنده ها شروع شده اند وجود دارد،اما مثال های بسیار زیادی از سرمایه گذاری های موفق هم وجود دارد ،که احتمالا کمتر دیده میشوند،که از هیچ فضای همکاری استفاده نکرده اند.بعضی از کارافرینان معتفدند که فضاهای همکاری خلاقیت آن هارا کاهش میدهد و تمرکز آن ها را به هم میزند.اما بقیه بر این باورند که این شبکه به آن ها، قابلیت دسترسی به اطلاعات و ایده میدهد.چه این فضاها مفید باشند و چه کار را سخت تر کنند،این نوع مکانیزم های حمایتی که از روی قصد ایجاد شده اند،تنها یک قسمت کوچکی از کل اکوسیستم کارافرینی را تشکیل میدهند، و حتی اگر آن ها مفید باشند،ضروری نیستند.

اگر ما یک اکوسیستم کارافرینی قوی میخواهیم، پس به آموزش کارافرینی قوی هم نیاز داریم.

غلط.به طور شگفت انگیزی هیچ دلیلی وجود ندارد تا باور داشته باشیم که آموزش رسمی در کارافرینی منجر به کارافرینی بیشتری میشود. شواهدی وجود دارد که حتی آموزش ، غیر مرتبط با کارافرینی است.در شهر هایی که مرکز کارافرینی هستند،هماند جاده ۱۲۸،سیلیکون ولی، آستین ، ایسلند و غیره ،کارافرینی ،حتی قبل از اینکه دوره هایی برایش موجود باشد،وجود داشته است.کارافرینی در این مکان ها به طور ارگانیک به وجود آمده بود که دلایل اصلی آن دسترسی به مشتری و کارمندانی با استعداد و همچنین دسترسی به سرمایه است.این به معنای آن نیست که آموزش کارافرینی مفید نیست،اما احتمالا یک عنصر اصلی برای اکوسیستم کارافرینی محلی نیست.

کارافرینان ،اکوسیستم کارافرینی را هدایت میکنند.

غلط.این جمله اغلب گفته میشود،اما یک تفاوت اصلی بین یکی از عناصر اصلی بودن در بین بسیاری از عناصر دیگر-که کارافرینان قطعا یکی از این عناصر هستند- و هدایت کردن،وجود دارد.اما هیچ کسی اکوسیستم کارافرینی را هدایت نمیکند به دلیل اینکه تعریف اکوسیستم این است: یک شبکه پویا ،خودگردان با بازیگرانی با انواع مختلف.در هر شهر مرکز کارافرینی، رابط ها و تاثیرگذاران مهمی وجود دارند که ممکن است خودشان کارافرین نباشند. در بوستون بسیاری از بانکداران و استادان، کاتالیزور های حیاتی در سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بودند. سازمان های غیر دولتی (NGO)مانند “اندور” و “وامدا” کاتالیزور های کلیدی در ظهور بازارها بودند.

شرکت های بزرگ باعث تضعیف اکوسیستم کارافرینی میشوند و به کارافرینان و سرمایه گذاران آن ها ضربه میزند.

غلط.البته ،بسیاری از شرکت های بزرگ واکنش های دفاعی در برابر کارافرینانی که بازار آن ها را به چالش میکشند، نشان میدهند.اما داشتن یک کارافرینی قوی بدون یک گستره عظیمی از پستی و بلندی های تجارتی ممکن نیست.این به دلایل متعددی درست است که ۲ دلیل آن چنین است:۱-شرکت ها مشتریان و کانال های بازار مهمی برای کارافرینان هستند و تنها ، رقیب آن ها نیستند.۲-جریاناتی از عملیات هوشمندانه از طرف شرکت های بزرگ، باعث موفقیت کارافرینان میشود.کارافرینان و کارافرینی قطعا در یک محیط بسته تجارتی رخ نمیدهند.

بنابر گفته کارافرینان ۳ چالش اصلی آن ها در همه جا این است:دسترسی به افراد بااستعداد،بروکراسی گسترده و سرمایه اولیه نادر

درست.اما این به این معنی نیست که آن ها درست میگویند.چه در بوستون ،ریکباویک،سینت پترزبورگ،یوهانسبرگ،بوینس آیرس ،ریو یا بوگوتا (تمام مکان هایی که من ورک شاب برگزار کرده ام ویا تحقیقات غیر رسمی بر روی این سوال ها انجام داده ام) جذب سرمایه، پیدا کردن افراد با استعداد و فایق آمدن بر بروکراسی ،۳ چالش اصلی کارافرینان در رابطه با محیطشان است.همانطور که من اشاره کردم،این یک پدیده اپیدمی است که احتمالا یک چیز بنیادی در باره روند کلی کارافرینی–و نه کمبودی در اکوسیستم-را بازتاب میکند. روند کارآفرینی به طور ناگزیر این حس را ایجاد میکند که جذب سرمایه پر ریسک در حالی که منابع کمی در دسترس است بسیار سخت است.

بانک ها ربطی به اکوسیستم کارافرینی ندارند چون به استارتاپ ها وام نمیدهند.

غلط.بله این درست است که بانک ها به استارتاپ ها پول قرض نمیدهند – و نباید هم بدهند. به دلیل اینکه این وظیفه آن ها نیست که به استارتاپ ها پول قرض بدهند.با این که بانک ها به طور مستقیم با کارافرینان ارتباطی ندارند اما آن ها باعث میشوند که بازار ها پخته تر شوند و بر روی کل ارزش زنجیره ی سرمایه گذاری تاثیر میگذارند.درواقع،بانکدار ها پول بسیار زیادی را هنگامی که شرکت های تکنولوژی کمی رشد کردند در آن ها سرمایه گذاری کردند. که باعث شد که اعتماد سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در اوایل شروع یک استارتاپ را بیشتر کند چون آن ها فهمیدند که اگر سرمایه آن ها رشد کند ، آن ها میتوانند سرمایه ای برای گسترش سرمایه گذاریشان پیدا کنند.

کسب و کارهای خانوادگی ،خلاقیت کارافرینان را برای حفظ “فرانشیز” خود، از بین میبرند.

غلط.من شنیده ام که توسعه دهندگان کارافرینی مشهور اذعان داشته اند که کسب و کارهای خانوادگی با ادامه دادن به عنوان یک کسب و کار خانوادگی، سهم بیشتری از بازارهای باز را در اختیار دارند به این دلیل که آن ها با داشتن روابط و ایمنی خاطر به دلیل محافظت شدن، توانستند رشد پیدا کنند.با این حال تجربه ، حتی در بیشتر اقتصاد های حرفه ای (مانند دانمارک) نشان میدهد که شرکت هایی با ساختار مالکیت خانوادگی ، مالکیت عمومی یا تضامنی برای اکوسیستم کارافرینی لازم ( و بسیار قابل استفاده) هستند. شما چند امتیاز گرفتید؟اگر شما بیشتر از ۵۰% جواب ها را درست حدس زدید،پس در این صورت شما در یک سازمان بزرگ مشغول به کار هستید.تست بالا که محک زننده ی واقعیت است تنها،نقطه ای برای شروع است.کارافرینی نقش مهمی در ایجاد نتایج مثبت اقتصادی و اجتماعی دارد اما تنها راه اینکه سیاست گذاران،جامعه انسانی،رهبران سازمان ها و خود کارافرینان بتوانند در واقع بستری برای یک توسعه اقتصادی موفق ایجاد کنند،این است که افسانه را از واقعیت جدا کنند و بتوانند آن را از تمام باورهای غلطی که وجود دارد پاکسازی کنند.تنها در این صورت آن ها قادر به سرعت بخشیدن به تشکیل یک اکوسیستم کارافرینی میشوند.این عوامل بسیار مهم هستند و نباید آن ها را به دست شانس سپرد.


     برچسب ها :

درباره نویسنده

درباره نویسنده



نظرات پیگیری نظرات این خبر از طریق RSS Feed

  • shahrzad در ۱۳۹۳/۱۱/۰۲ گفته :

    بسیار عالی و شیوا بود، ممنون از مطلب خوبتون

نظر خود را بنویسید:

نام و نام خانوادگی
نشـــانی ایمیــل
وب ســایـــت
برو بالا