استارتاپ، راز توانگری با دست خالی

     ۱۳۹۳/۰۳/۲۱     مقالات      ۱     3,022

استارتاپ، راز توانگری با دست خالی 

گفت و گو با احمد حلت

لطفا تعریفی از استارتاپ ارائه دهید.
استارتاپ، درواقع شرکتی نوپاست که بر روی حل مشکلی کار می کند که راهکار آن مشخص نیست و موفقیت برای رسیدن به جواب هم در آن، تضمین شده نیست. در واقع استارتاپ به نوعی روحیه حمله به کسب و کار است. فرض کنید شما می خواهید توانگر شوید، پول هم ندارید! اما به خودتان، استعدادهایتان و از همه مهم تر توان نوآوری و خلاقیتتان ایمان دارید، نه اینکه خودتان را خلاق تر از بقیه می دانید بلکه راه و روش خلق و آفرینش را آموخته اید. اینجاست که استارتاپ به دردتان می خورد، البته همه چیز استارتاپ از خلق ایده شروع می شود که من همیشه روش نظام مند خلق راه های حل های نوآورانه «تریز» ((TRIZ)) یا نظریه حل مسئله ابداعی را برای تولید ایده پیشنهاد می کنم که در کتاب مبانی استارتاپ به تفسیر در مورد اصول آن توضیح داده شده است. با تریز همه می توانند مخترع شوند، یعنی برای مخترع شدن و نوآوری لازم نیست نخبه باشید.کاری که شما با استارتاپ یعنی شرکت نوپای خود انجام می دهید این است که با دقت و تامل در اوضاع مشتریان بالقوه خود، چه بسا مشتریانی در آن سوی دنیا، یکی از مشکلات و نیازهای اساسی آن ها را پیدا می کنید و با کمک قدرت خلق راه های نو آورانه، مثلا با تسلط به روش تریز ، یک یا چند راه حل برای این نیاز و مشکل ارائه می دهید. ار این لحظه به بعد استارتاپ شروع می شود. تصور کنید که هیچ پولی ندارید و می خواهید با حداقل امکانات در دسترس و استفاده بهینه از هر چیزی که در اختیار دارید، تاکید می کنم هر چیزی که در دسترسان هست، طرح و ایده خود را به یک محصول قابل عرضه به مشتری تبدیل کنید. از خود بپرسید ، اگر شما باشید چه می کنید؟ خانه به خانه به دنبال مشتری می گردید و یا با دست تراکت تبلیغی می نوسید و به دست کسی که فکر می کنید مشتری شما هستند، می دهید یا از دوستان و همکاران و اعضای فامیل برای راضی نگه داشتن مشتری استفاده می کنید؟ هر شخصی به شکلی ایده خلاقانه خود را به مشتری هدف نشان می دهد. مهم این است که بعد از رفت و برگشت های متعدد به مکان های حضور مشتری و جمع آوری دقیق نیازها و نظارت اصلاحی او و اعمال این اصلاحات، بتوانید به صورت کلی و بسیار ساده، وضعیت شرکت نوپای خود را بر روی یک تخته وایت برد بزرگ و یا یک پارچه نصب شده بر روی دیوار نشان دهید .وقتی به این شکل ساده شده به جریان منابع، فعالیت ها و کانال های ارتباطی با مشتری و نیز ارزش های افزوده ای که در قالب محصول یا خدمات به مشتری می دهید، دست یافتید، یعنی مدلی ساده اما فراگیر و پایدار از کسب و کار و البته تعداد مشخصی از مشتریان ساده و وفادار، کسب و کار شما از حالت استارتاپی خارج شده و آماده تبدیل به یک کسب و کار بزرگ می شود.

چرا فکر می کنید بهترین رویکرد استارت یک کسب و کار برای افراد بیکار در عصر حاضر رویکرد استارتاپی است؟
مشخصه کلیدی استارتاپ ، قابلیت رشد آن است. استارتاپ شرکتی است که طراحی می شود تا خیلی سریع رشد کند. یک نمونه ساده آن فیسبوک است که برای دانشجویان دانشگاه خدمات ارائه می داد و ناگهان در عرض کمتر از ده سال به یک غول اینترنتی تبدیل شد. استارتاپ بر روی رشد سریع و انفجاری، صرف نظر از جغرافیا و مکان شرکت، تمرکز می کند. همین نکته تفاوت استارتاپ را با یک بنگاه تجاری کوچک نشان می دهد. یک رستوران در شهری کوچک استارتاپ نیست اما یک بستنی فروشی ایرانی که اجازه دهید اسمش را نبرم، در نوع خود یک استارتاپ موفق محسوب می شود. این بستنی فروش شکل خاص و منحصر به فردی از بستنی را تولید می کند و در تمام شهرها و کشورها شعبه می زند، این شخص برای مدت طولانی است که با تغییر شکل بستنی ها و نوع خدماتی که ارائه می دهد، طیف جدید از مشتریان را به سوی خود جذب کرده و همچنان در مرحله استارتاپ اما با سود آوری فوق العاده بالا فعالیت می کند. دلیل این اینکه مشاغل استارتاپی را نسبت به کسب و کارهای سنتی، بیشتر مناسب افراد بیکار عصر حاضر می داند، متخصص بودن، جوان بودن و خلاقیت عصر بیکار کنونی است. تعداد افراد بیکار فارق التحصیل دانشگاهی در حال حاضر به خصوص در میان خانمها بسیار زیاد است و متاستفانه کار آفرینان سنتی و بنگاه های اقتصادی فعلی نمی توانند برای آن ها شغلی ایجاد کنند. من بسیار خجالت زده می شوم وقتی می بینم که یک جوان دانشگاهی و متخصص بیکار اولین شغلی که برای کسب در آمد به ذهنش می رسد، مسافر کشی ، پادویی وکارگری است و یا بانویی با تحصیلات دانشگاهی و با مدرک فوق لیسانس که تقاضای اشتغال در مشاغل غیر مرتبط با رشته اش و یا مشاغل ضعیف که نباید اینگونه باشد. البته این مشاغل مشکلی ندارند اما منظورم آن است که برای کسی که می تواند با تکیه بر دانش و تخصص خود یک کسب و کار نوپای سود آور راه بیندازد، درست نیست که به کارهای پایین تر مشغول شود. اگر همین آقا و خانم با سواد، نه الزاما دانشگاهی – چرا که برای راه اندازی را استارتاپ ها تحصیلات آکادمی لازم نیست. رسم راه اندازی کسب و کار های نوپا را یاد بگیرد، می تواند با بهره گیری از غرور و اعتماد به نفس خود، مشتریان مشکل دار دنیای اطراف خودش را شکار کند و برای حل مشکل آن ها و رفع نیازهاش با قوه خلاقیت و ابتکاری که به راحتی قابل تربیت است، یک راه حل خلاقانه بیافرینید.

اگر ممکن است، چند نمونه از استارتاپ های اجرا شده در بازار ایران را مثال بزنید؟
در نظر بگیر شما دانشجو هستید و می توانید درسهای دوران دبیرستان را به کسانی که در ان دروس ضعف دارند آموزش دهید و می خواهید در اوقات فراغت خود از این راه پولی بدست آورید. هم کلاسی های دیگری هم دارید که دنبال چنین کاری هستند، چه می کنید؟ آیا مانند خیلی ها به در و دیوار قصابی های محله آگهی های تدریس خصوصی در منزل با قیمت استثنایی را میزنید؟ اما بسیاری از افراد و خانواده ها پول تدریس خصوصی را ندارند، آنها ترجیح می دهند به صورت گروهی شرکت کنند تا هزینه های کلاس بین افراد سر شکن شود. اما برای شرکت در کلاسهای عمومی باید به کجا رفت؟ حتما می گویید مدارس و آموزشگاه ها! اما این مراکز معمولا امکانات کافی ندارند. و بخش زیادی از پول شهریه را خودشان بر می پردازند، پس چه می کنید.؟ اینجاست که یک مشکل و نیاز ظاهر می شود. در کتاب مبانی استارتاپ من ۴۰ اصل خلاقیت تریز برای یافتن سیستماتیک و نظامند جواب نوآورانه به تفصیل و با ده ها مثال تشریحی معرفی کردم. با به کار گیری چند اصل تریز، ما میتوانیم به ایده خلاقانه برسیم. به این شکل که به جای آموزشگاه به سراغ کسانی برویم که یک اتاق مجهز به تخته وایت برد دارند. این اشحاص می توانند شرکت هایی باشند که اتاق کنفرانس یا همایش خود را اجاره می دهند ویا حتی آدم های معمولی که یک بخش از اتاق یا منازل خود را برای این کار تجهیز کردند. پیدا کردن این افراد می تواند آغازی برای یک استارتاپ باشد. بد نیست که بدانید چند جوان در ایران این کار را انجام دادند و وب سایتی به نام «کلاس یاب»ایجاد کردند و درآمد بسیار خوبی از این راه بدست می آوردند. در تلاشی مشابه گروهی از استارتاپ کارهای جوان نیاز به کارمندهای شاغل در ادارات به غذاهای خانگی را با ایجاد یک وب سایت و ایجاد یک نقش واسطه که می توانند قورمه سبزی و خورشت قیمه و امثالهم در منزل درست کنند و آن را با قیمت مناسب به افراد علاقمند به دستپخت های خانگی برسانند، برطرف کردند. این استارتاپ واسطه ای ۲۵% مبلغ را خودش بر می دارد و بقیه را تحویل آشپز مستقر در خانه خودش می دهد.

آیا همه استارتاپ ها موفق می شوند؟
شکست خوردن جز اتفاق های حتمی استارتاپ است. اما استارتاپی ها می گویند اگر قرار است شکست بخوریم هر چه زودتر این اتفاق رخ دهد بهتر است. چرا؟
چون وقت و سرمایه برای چرخش و تغییر ایده و دوباره استارت زدن وجود دارد. در حقیقت شما وقتی استارتاپ را شروع می کنید باید زندگی عادی خود را فراموش کنید. درست شبیه این است که ساعت یک بمب زمانی را فعال کرده باشید. هر تیک تیک برای شما به معنای نزدیک شدن به شکست است . برای همین شما در استارتاپ ها میبینید همه می دوند و عجله دارند. چیزی به نام مدیر و کارمند نداریم. باید هرچه زودتر تا هزینه ها کمر شرکت نوپا را بشکند، تکلیف کار مشخص شود.یعنی اگر ایده نیاز به اصلاح دارد، اصلاح شود. اگر باید عوض شود کلا عوضش کنیم، اگر مشتری درست انتخاب نشده است، مشتری دیگری انتخاب کنیم. اگر مشتری گم شده است پیدایش کنیم و خلاصه قبل از آن که سرمایه اندکی که دارید و یا وقتی که دارید تمام شود ، یک کاری انجام دهید. من با چند نفر از این استارتاپ ها از نزدیک برخورد کردم. هر روز چندین نفر استارتاپی با پیشنهاد های جالب با من تماس می گیرند و طرح های ابتکاری خود را با من در میان می گذارند. از شرایط کاری و وضع شرکت این استارتاپ ها بعضی اوقات حیرت زده می شوم. جایی دیدم که میزهای دست دوم را به عنوان میز کامپیوتر در وسط زیر گذاشتند و هر کدام از کسانی که در آن استارتاپ شریک بودند کامپیوتر خودشان را آوردند و زیر یک نور لامپ معمولی مشغول به کارند. یادم است که یک کامپیوتری را دیدم که دکمه کنترل و شیفت صفحه کلید آن کنده شده بود و برنامه نویس استارتاپ با آن وب سایت شرکت را سرپا می کرد.
یک کسب وکار نوپا در فاز استارتاپ اصلا به شرکت های عریض و طویلی که شما در تلوزیون میبینید اصلا شبیه نیستند. آن ها هیچ امیدی به آینده ندارند و دنبال جواب گمشده می گردنند. و خودشان نمی دانند که این سوال تا کی بدون جواب می ماند. و مشتری این سوال تا چه موقع منتظر آنها می ماند.! رقابت و فشار و استرس در استارتاپ بسیار بالاست. به جرات می توانم بگویم که از هر ۱۰۰ استارتاپی که هر روز در سراسر جهان استارت می خورد، بیش از ۹۵ تای آن ها شکست می خورد. آنچه در انتها برای شکست خورده ها باقی می ماند تجربه سنگین و بسیار آموزنده ای است که بالافاصله از آن می توانند هزاران استارتاپ بعدی را آغاز کنند، ضمن آنکه چون عمر استارتاپ ها معمولا بسیار کوتاه است معمولا این شکست ها به هیچ وجه به نظر نمی رسند.

آیا برای راه اندازی یک استارتاپ ختما باید برنامه نویس کامپیوتر بود و اینترنت را کاملا دانست؟
این همان نکته ظریفی است که در کتاب مبانی استارتاپ مفصلا راجع به آن صحبت کردم. اگر بخواهیم صریح صحبت کنیم، باید بگوییم امروزه نوشتن برنامه های کاربردی قابل اجرا روی کامپیوتر چیزی شبیه جابه جا کردن مجموعه ای از توابع از قبل آماده است یعنی همان طوری که با آجرهای اسباب بازی انواع خانه ا را درست می کنید می توانید به راحتی با جابه جا کردن ماژول ها و توابع کتابخانه ای نرم افزاری، انواع وب سایت ها و نرم افزارهای کاربردی روی اینترنت و همینطور روی موبایل را در عرض کمتر از یک ساعت بسازید.در حال حاضر یک نوجوان دبیرستانی هم می تواند با نرم افزار ورد پرس یک وب سایت حرفه ای و فول امکانات بسازد. بنابراین همین جا باید بگوییم که راه ندازی یک وب سایت و یا تهیه یک برنامه کاربردی اولیه برای همه افراد به راحتی امکان پذیر است و کسی که کامپیتونر می داند در کمتر از یک ساعت می تواند به سرعت حرفه ای این کار را یاد بگیرد و وب سایت بسازد. اما از سوی دیگر توجه داشته باشید که اینترنت امروزه به همه جا نفوذ کرده است . شما می خواهید در دانشگاه ثبت نام کنید از طریق اینترنت اقدام می کنید و یا زمانی که می خواهید در خواست یارانه بدهید، با اینترنت این کار را انجام می دهید. اینترنت جای خود را در تمام فعالیت ها و مشاغل باز کرده است. بد نیست بدانید امروزه ایجاد وب سایت و تبلیغ در اینترنت بحث داغ کسب و کار ها نیست و عمده کسب و کار های قدیمی و به خصوص استارتاپ ها بر روی برنامه های کاربردی قابل اجرا بر روی موبایل کار می کند. الان شما می بینید یک استارتاپ معروف که لباس های دست دوم موجود در خانه ها را به متقاضیانی در آن سوی شهر یا کشور معرفی می کند، مدیریان این استارتاپ می گویند که بیش از ۷۵% خرید و فروش هایشان از طریق موبایل انجام می شود. جالب است بدانید نوشتن برنامه های کاربردی برای موبایل ها شبیه وب سایت نویسی است. عصر کد نویسی خط به خط گذشته است، و اکنون صحبت از ماژول های نرم افزاری از قبل آماده است که با بهم چسباندن آن ها به راحتی می توان یک برنامه کاربردی خلق کرد. به خاطر بسپارید که هم موبایل و هم اینترنت فقط دو بستر ارتباط و انتقال ارتباط هستند و اگر شما قرار است محصول یا خدمت یا ارزش افزوده ای را به مشتری برسانید نهایاتا از این بستر برای ارتباط و رد و بدل کردن پیام ها می توانید کمک بگیرد. اگر روزی موبایل و اینترنت و … از کار بیافتند نه تنها استارتاپ ها از کار نمی افتند بلکه آن ها سرویس های خود را با اسب و درشکه و یا پیک های پیاده انجام می دهند. شکی نیست که شکل سرویس تغییر خواهد کرد اما ماهیت استارتاپ ها عوض نحواهد شد.

آینده استارتاپ را چگونه می بینید؟
بسیار روشن، وسیع و امید بخش. به نظر من آن تحول بزرگ و بنیادی اقتصادی که همه منتظرن در دنیا رخ دهد، از درون جنبش استارتاپ شکل خواهد گرفت. روش های سنتی کارآفرینی جوابگوی بازار دائما در حال تغییر وتحول کنونی نیست. نوشتن طرح های کسب و کار متعلق به شرکت های بزرگ و سنگین و دایناسوری قدیم است که بسیاری از این طرح ها هیچ فایده ای ندارند، مگر در زمانی که قصد گرفتن وام یا فروش شرکت را داشته باشند. امروزه همه به دنبال مدل های جمع و جور و فشرده کسب و کارند. مدل هایی که سریعا بتوان با نظر انداختن به آن ها وضعیت مالی و تولیدی گذشته، حال و آینده کسب و کار را دید و برای آن سریعا راه حلی ارائه داد. گفتم که عمر یک استارتاپ با مدل کسب و کار پایدار و تثبیت شده ای که ارائه می دهد به پایان می رسد و بد نیست بدانید که راه اندازان استارتاپ های برزرگ به محض رسیدن کسب و کار نوپایشان به این مرحله آن را با قیمت مناسب به سرمایه گذاران سنتی می فروشند و به سراغ یک استارتاپ دیگر می روند. تولید یک استارتاپ پر سود و تثبیت مدل و مشحض سازی مشتریان جزو مشاغل پر منفعت دنیای امروز شده است. به هر حال همان طوری که در کتاب مبانی استارتاپ کاملا توضیح داده ام، اگر می خواهید در دنیای پر تلاطم و در حال تغییر امروزی دوام بیاورید و به یک کسب و کار همیشه پول آفرین مشغول باشید، بهترین راه همین راه اندازی استارتاپ است، البته اخیرا در کشور ما نیز موج استارتاپ های آخر هفته ای موسوم به استارتاپ ویکند (Startup weekend) راه اندازی شده است که در آن در سه روز آخر هفته عده ای از کارآفرینان گرد هم جمع می شوند و در زمانی محدود، یک استارتاپ خلق و محصول و خدمات این استارتاپ را به صورت یک نمونه سازی اولیه معرفی می کنند. اما استارتاپ چیزی بیش از این سرگرمی آخر هفته کامپیوتر بازان آخر هفته است. استارتاپ یک سبک زندگی است و اگر درست درک شود می تواند خود زندگی باشد.

منبع: مجله موفقیت


درباره نویسنده

درباره نویسنده



نظرات پیگیری نظرات این خبر از طریق RSS Feed

  • مبین رنجبر در ۱۳۹۳/۰۳/۲۱ گفته :

    منبع:مجله موفقیت

  • امیر علی در ۱۳۹۳/۰۳/۲۱ گفته :

    سلام
    لطفا یکم فونت مقاله هاتون رو زیاد کنید
    فاصله خطوط رو هم یکم بیشتر کنید
    وقتی حجم متن زیاده هم ادم گیج میشه و هم خط رو گم میکنه
    ممنون

نظر خود را بنویسید:

نام و نام خانوادگی
نشـــانی ایمیــل
وب ســایـــت
برو بالا