چه چیزهایی از فرد یک کارآفرین می‌سازد؟

     ۱۳۹۳/۰۳/۱۸     مقالات           1,486

یک مرد جوان که کارآفرین شدن در خونش بود، زمانی که در یک دانشگاه سطح بالا علوم کامپیوتر می‌خواند، اخراج شد. او یک سرمایه گذار خطرپذیر بسیار قدرتمند را پیدا کرد و آنقدر از ایده‌ی او خوشش آمد که میلیون‌ها دلار سرمایه به او داد تا تکنولوژی خودش را بسازد. سپس در یک عمومی سازی سهام، میلیون‌ها دلار درآمد کسب کردند.

این نسخه ی‌هالیوودی سیلیکون ولی است. ولی این داستان به اندازه‌ی دیسنی لند از واقعیت به دور است. کارآفرینی هیچ وقت اینقدر آسان نبوده است و کلیشه‌ی موسس استارتاپ نماینده‌ی دنیای فناوری نیست. بله، نمونه‌های اندکی وجود دارند، مانند مارک زاکربرگ و بیل گیتس، که توانستند به جاهای بزرگی برسند. ولی آن‌ها داده‌های پرت هستند، و البته در کلیشه‌ها نمی‌گنجند. در این جا به شش افسانه ای اشاره می‌کنیم که چه چیزهایی باعث کارافرین شدن فرد می‌شوند:

۱. کارآفرینان زاده‌ی طبیعت هستند.
یک عقیده‌ی رایج این است که کارآفرینان زاده شده اند و نمی‌توان کارآفرین ساخت. ولی این اشتباه است. تحقیقات من نشان داده است که از میان ۵۴۹ کارآفرین موفقی که در سال ۲۰۰۹ بررسی کردیم، ۵۲ درصد آن‌ها نخستین کسانی در خانواده بودندکه کارآفرینی کرده بودند، درحالی که حدود ۳۹ درصد آن‌ها پدر کارآفرین و حدود ۷ درصد آن‌ها مادر کارآفرین داشتند (برخی هم پدر و مادر کارآفرین داشتند). تنها یک چهارم این نمونه در دوران دانشگاه به کارآفرینی علاقه مند شدند. نصف آن‌ها در آن هنگام حتی به کارآفرینی فکر هم نکرده بودند، و زمانی که در دانشگاه بودند تمایل بسیار کمی به آن نشان داده بودند.
این نمونه لزوماً منظور من را اثبات نمی‌کند. ولی به برخی از موفق ترین کارآفرینان نگاهی بیاندازید: مارک زاکربرگ، استیو جابز، بیل گیتس، جف بزوس، لری پیج، سرگئی برین، و جان کئوم. آن‌ها از خانواده‌های کارآفرینی سر در نیاوردند. پدر و مادر آن‌ها دندانپزشک، دانشگاهی، وکیل، کارگر کارخانه، یا کشیش بودند. شک دارم که آن‌ها در مهد کودک طرح تجاری می‌نوشتند و یا در مدرسه‌ی ابتدایی لیموناد می‌فروختند.
حتی بسیاری کارآفرین عادی را هم می‌شناسم که لیموناد نمی‌فروختند. خود من از خانواده ای آمده ام که والدینم کارمند دولت و معلم بوده اند. من مسیر شغلی خود را با متخصص IT شروع کردم و هیچ وقت رویای کارآفرین شدن را در سر نداشتم. ولی وقتی ۳۳ ساله شدم، این فرصت پیش رویم قرار گرفت که شرکت خودم را تاسیس کرده و روی دنیا تاثیری بگذارم. من این جهش را انجام دادم و کسب و کاری را تاسیس کردم که توانست سالانه ۱۲۰ میلیون دلار درآمد کسب کند.
به عقیده‌ی استیو بلنک، از سرمایه گذاران نامی در سیلیکون ولی، «فرهنگ بیرونی را تغییر دهید و آن گاه کارآفرینی صرف نظر از منابعش، چه طبیعت و چه مغذی‌ها، شکوفه خواهد داد و رشد خواهد کرد.» او درست می‌گوید. کارآفرینی در جاهایی رشد می‌کند که مردم بتوانند از هم یاد بگیرند و از همدیگر الهام بگیرند، مانند سیلیکون ولی و نیویورک.

۲. بهترین کارآفرینان، جوان هستند. اگر بالای ۳۵ سال سن دارید، دیگر کار از کار گذشته.
سرمایه گذاران سیلیکون ولی آشکارا تمایل خود و ترجیح خود در مورد کارآفرینان جوان را اذعان می‌کنند. یک سرمایه گذار مشهور گفت، «کسانی که زیر ۳۵ سال سن دارند همان‌هایی هستند که باعث تغییر می‌شوند… و اصولا کسانی که بالای ۴۵ سال سن دارند از لحاظ ایده‌های جدید مرده تلقی می‌شوند.» تیم تحقیقاتی من نشان داد که میانه و میانگین سن موسسان شرکت‌های فناوری محور موفق زمانی که کسب و کار خود را آغاز کردند ۴۰ سال بوده است. ملاحظه کردیم تعداد کسانی که سنشان از ۵۰ سال بیشتر بوده است برابر بوده با کسانی که سنشان از ۲۵ کمتر بوده است، و این اعداد دو برابر تعداد کسانی بوده است که سنشان بالای ۶۰ سال و پایینتر از ۲۰ سال بوده است. هفتاد درصد آن‌ها هنگام تاسیس کسب و کار خود ازدواج کرده بودند، و ۵.۲ درصد آن‌ها طلاق گرفته، جدا شده، و یا بیوه شده بودند. ۶۰ درصد آن‌ها حداقل یک بچه داشتند، و ۴۳.۵ درصد آن‌ها دو بچه و یا بیشتر داشته اند. موسسه‌ی کافمن هم پیشینه‌ی کارآفرینان موفق را مورد مطالعه قرار داد و به نتایج مشابهی دست یافت.
به گفته‌ی جان کووم موسس واتس اپ که گران ترین تصاحب تکنولوژی تاریخ محسوب می‌شود، «وقتی شرکت واتس اپ را ثبت کردم تولد ۳۳ سالگی ام بود. هیچ ایده ای نداشتم که ۲ سال وقت دارم.»
به صنعت فناوری نگاه دقیق تری بیاندازید، آنگاه می‌بینید سرمایه گذارانی که اعتقاد دارند کارآفرینان بالاتر از ۳۵ سال دیگر کار خاصی نمی‌توانند انجام دهند، گمراه شده اند. برای مثال، مارک بنیوف زمانی که salesforce.com را راه انداخت ۳۵ سال داشت و رید‌هافمن در سن ۳۶ سالگی لینکدین را معرفی کرد. رید هستیگ در زمان تاسیس نت‌فلیکس ۳۷ ساله بود؛ مارک پینکوس زمانی که ۴۱ سال داشت سرویس Zynga را راه انداخت. برادیپ سیندهو ۴۲ سال داشت زمانی که Juniper Networks را تاسیس کرد و ایروین ژاکوبس ۵۲ ساله بود وقتی Qualcomm را راه اندازی کرد.

۳. راهش اخراج شدن است؛ آموزش چیز به درد نخوری است.
میلیاردر PayPal پیتر تیل زمانی که اعلام کرد به هر دانشجویی که از دانشگاه انصراف دهد ۱۰۰۰۰۰ دلار می‌دهد خبر ساز شد. او می‌خواست ثابت کند که زیادی به آموزش بها داده شده است و آموزش امری غیر ضروری است. او می‌خواست پیشنهاد دهد که کارآفرینان در حال شکوفایی بهتر است شرکت‌هایی تاسیس کنند که دنیا را تغییر دهند به جای اینکه وقت خود را با گذراندن کلاس‌های نامرتبط در دانشگاه تلف کنند.
تلاش او به شکست انجامید. برخی از استارتاپ‌های تیل توجه زیادی از رسانه‌های مختلف را به خود جلب کرد – مانند همانی که قرار بود اسپری کافئین تولید کند. ولی هیچ کدام از این کارآفرینی‌ها، آنگونه که وعده داده شده بود موفق نبودند.
بنیاد تیل خیلی آرام فعالیت‌های خود را روی روش‌های جایگزین آموزشی برای کسانی که از دانشگاه انصراف داده اند، متمرکز کرد، و بسیاری از آن‌ها به دانشگاه باز گشتند. دلیل این امر این است که جایگزینی برای آموزش وجود ندارد. بله، برای دانشگاه‌ها جایگزین وجود دارد، ولی کارآفرینان باید اصول کسب و کار و مدیریت را فراگیرند تا موفق شوند.
در واقع تیم تحقیقاتی من به این نتیجه رسید که به طور متوسط شرکت‌هایی که توسط فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تاسیس شده اند درآمدی حدود دو برابر شرکت‌هایی دارند که توسط دانشگاه نرفته‌ها مدیریت می‌شوند. چیزی که اهمیت دارد این است که کارآفرین مجموعه ای از آموزش‌های اساسی را طی کند. زمینه‌ی تحصیلی و رتبه‌ی دانشگاهی که در آن درس خوانده اند در موفقیت کارآفرین تاثیر زیادی ندارند. آموزش موسس احتمال شکست کسب و کار را کاهش داده و باعث افزایش سود و فروش می‌شود.

۴. کارآفرینان زن عوامل لازم برای موفقیت در دنیای تکنولوژی را ندارند.
شرکت‌هایی که توسط زن‌ها تاسیس می‌شوند به ندرت می‌توانند سرمایه خطرپذیر جذب کنند. زنان در سطوح بالای دنیای تکنولوژی تقریباً غایب هستند. تنها کمتر از ۵ درصد اختراعات ثبت شده در زمینه‌ی فناوری اطلاعات و ۱.۲ درصد نرم افزار‌های منبع باز به زنان تعلق دارند. و همه‌ی این‌ها در حالی است که امروزه زنان در زمینه‌ی ریاضیات پایاپای با مردان پیش می‌روند؛ به ازای هر ۱۰۰ مرد، ۱۴۰ زن برای تحصیلات تکمیلی ثبت نام می‌کنند؛ و اینکه زنان بیش از ۵۰ درصد مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد را اخذ کرده و تقریباً ۵۰ درصد دکتراها در ایالات متحده را در اختیار دارند.
آیا زنان کارآفرین سرمایه‌های کمتری جذب می‌کنند چون متفاوت هستند؟ خیر اصلا اینطور نیست. تحقیقی که توسط مرکز ملی زنان و فناوری اطلاعات انجام گرفت نشان داد که تقریباً میان فاکتورهای موفقیت کارآفرینان زن و مرد تفاوتی وجود ندارد. هم مردان و هم زنان هنگام شروع کسب و کار خود احتمال دارد که در خانه‌هایشان بچه داشته باشند، در حالی که احتمال اینکه مردان ازدواج کرده باشند بیشتر است. هر دو جنس انگیزه‌های یکسانی دارند؛ در سن یکسانی استارتاپ‌های خود را راه انداخته اند؛ تجارب یکسانی دارند؛ و به یک اندازه فرهنگ کارآفرینی را دوست دارند.
همچنین قضیه این نیست که زن‌ها نمی‌توانند در دنیای خشن کسب و کاری این روزها دوام بیاورند. شرکت‌هایی که توسط زن‌ها اداره می‌شوند بیشتر از لحاظ سرمایه کارآمد هستند، و شرکت‌هایی که مدیرشان زن هستند نسبت به شرکت‌های دیگر ۱۲ درصد درآمد بیشتری دارند.

۵. کارآفرینی نیازمند سرمایه خطرپذیر است.
بسیاری از کارآفرینان بالقوه طرح تجاری تدوین می‌کنند با این امید که بتوانند سرمایه گذار جذب کنند. آن‌ها اعتقاد دارند که بدون این سرمایه نمی‌توانند شرکت خود را راه بیاندازند. و این دیدگاه چند سال پیش کاملا واقعیت داشت. در آن زمان هزینه‌ی لازم برای فناوری میلیون‌ها دلار بود. ولی اکنون دیگر اینطور نیست.
یک لپتاپ ۵۰۰ دلاری امروزه قدرت محاسباتی بیشتری از سوپرکامپیوترهای Cray 2 دارد که در سال ۱۹۸۵ حدود ۱۷.۵ میلیون دلار قیمت داشتند. برای ذخیره سازی، در آن زمان، به میادین بزرگی از سرورها و رک‌های حاوی‌هارد دیسک‌ها احتیاج داشتید، که صدها هزار دلار هزینه می‌بردند و نیازمند دیتا سنتر‌هایی بودند که به خوبی تهویه هوا می‌شوند. امروزه همه می‌توانند از رایانش ابری و ذخیره سازی ابری استفاده کنند که تقریبا هیچ هزینه ای ندارد.
سنسورهایی که امروزه در گوشی‌های هوشمند ما مورد استفاده قرار می‌گیرند چند سال پیش هزاران دلار قیمت داشتند. ولی امروزه تنها چند دلار قیمتشان است. کارآفرینان می‌توانند اپلیکیشن‌هایی طراحی کنند که در شناسایی بیماری‌ها به دکترها کمک کند؛ سنسورهایی طراحی کنند که قلب، مغز و فعالیت‌های بدن را مونیتور کنند؛ و یا فناوری‌هایی را اختراع کنند که رطوبت خاک را تعیین کرده و کشاورزی را بهبود می‌بخشند. همچنین می‌توانند در انقلاب ژن‌ها نقش داشته باشند.
همچنین پیشرفت‌های مشابهی در زمینه‌های روبوتیک، هوش مصنوعی، چاپ سه بعدی، و بسیاری ابعاد دیگر صورت گرفته است. حتی این فناوری‌ها هم به سرمایه‌های هنگفتی نیاز ندارند.
سرمایه پس از نوآوری می‌آید. اگر کارآفرینان فناوری‌هایی خلق کردند که مشتریان به آن نیاز داشته یا آن را دوست داشته باشند، پول خود به خود به سمتشان روانه می‌شود. بنابراین برای شروع نیازی به سرمایه گذاری ندارند.

۶. دنیای فناوری برای کسانی است که اهل فناوری هستند.
یک اعتقاد متداول این است که مدیرعامل‌ها باید مهندس باشند. بیل گیتس اعتقاد دارد که مدرک هنرهای زیبا خیلی با ایجاد شغل رابطه ای ندارد و علوم انسانی باید به نفع علم، مهندسی، فناوری و ریاضیات کنار بکشد. در سیلیکون ولی، یک سوگیری کلی در مقابل رشته‌های هنری و علوم انسانی وجود دارد. یک هنرمند یا کسی که مدرک دانشگاهی در ادبیات یا روانشناسی دارد به سختی می‌تواند وارد آن محیط شود.
ولی اگر یادتان باشد استیو جابز در سخنرانی معرفی آیپد ۲ گفت که «این در DNA اپل است که فناوری به تنهایی کافی نیست. در اپل فناوری با هنرهای زیبا ازدواج کرده، با علوم انسانی ازدواج کرده، و ماحصل آن چیزی است که قلبمان را به آواز خواندن وا می‌دارد». او به جهانیان آموخت که با وجود اینکه مهندسی مهم است، ولی مهمترین چیز طراحی است. تولید محصولی مانند آیپد نیازمند همکاری نزدیک هنرمندان، موسیقی دان‌ها، و روانشناس‌ها است. می‌توانید به هنرمندان بیاموزید که چگونه از نرم افزارها و ابزارهای گرافیکی استفاده کنند، ولی خیلی به سختی می‌توان مهندسین را به هنرمندان تبدیل کرد.

تحقیقات من در دانشگاه‌هاروارد و دوک، سابقه‌ی آموزشی ۶۵۲ مدیر عامل و مدیر محصول که متولد آمریکا بوده و در ۵۰۲ شرکت فناوری در سال ۲۰۰۸ کار می‌کردند را مورد بررسی قرار داد. ما به این نتیجه رسیدیم که تنها ۳۷ درصد آن‌ها دارای مدرک مهندسی یا کامپیوتر بودند، و تنها دو درصد آن‌ها دارای مدرک ریاضیات بودند. دیگران دارای مدارکی در فیلدهای مختلف مانند کسب و کار، حسابداری، مالی، سلامت، هنر و علوم انسانی بودند.
تفکر نقادانه، ارتباطات، و صحت سنجی علمی تخصص‌هایی هستند که در دنیای فناوری با کمبود مواجه اند. و این‌ها همان مهارت‌هایی هستند که در علوم انسانی به وفور یافت می‌شوند.

منبع : http://wadhwa.com


     برچسب ها : /

درباره نویسنده

درباره نویسنده



نظر خود را بنویسید:

نام و نام خانوادگی
نشـــانی ایمیــل
وب ســایـــت
برو بالا