چگونه دعوا ‌کنیم؟ – شرکا در دوستی و دعوا

     ۱۳۹۲/۱۲/۲۷     مقالات           1,243

اغلب از من می‌پرسند که یک شریک خوب چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد. من همیشه یک لیست استاندارد از ویژگی‌هایی که من در یک شریک به دنبالش هستم را به آن‌ها می‌دهم. و همیشه روی این مساله تاکید دارم که اعضای تیم باید مکمل مهارت‌های یکدیگر باشند – برای مثال یک ترکیب هکر/عجول/طراح برای اپلیکیشن‌های موبایل ترکیب خوبی است. ولی جسیکا آلتر، شریک و مدیرعامل FounderDating اعتقاد دارد که شریک‌ بودن به این معنی نیست که دو نفر در یک جبهه باشند. او به من گفت که یکی از مهمترین دلایل موفقیت یک استارت‌آپ را نادیده گرفته‌ام. به عقیده‌ی او چگونگی دعوا کردن دو شریک، یک سنجه‌ی کلیدی در پیش‌بینی موفقیت یک تیم شراکت است. به همین دلیل از جسیکا خواستم به عنوان نویسنده مهمان برایم در این مورد بیشتر بنویسد:

من به تشکیل تیم‌ها خیلی فکر می‌کنم، خیلی زیاد. و جای تعجب هم ندارد که بارها از من سوال می‌شود که در پیدا کردن یک شریک باید چه چیزهایی را در نظر گرفت و به چه چیزهایی اندیشید. هرچه باشد شریک فردی است که یک یار واقعی برای شرکت بعدی شما خواهد بود.

به طور غریزی، شروع به نوشتن لیستی از مولفه‌های مهم کردم: مجموعه مهارت‌های مکمل، چشم‌اندازهای مشترک، این که سعی نکند کاری کند که کسی عاشق ایده شما شود (زیرا ایده تغییر خواهد کرد و آن گاه جایگاه شما چه خواهد بود؟). مولفه‌های بیشتری نیز وجود دارند و خیلی مهم هم هستند. ولی چند هفته پیش بعد از اینکه در یک گردهمایی موسسان در Startup2Startup شرکت کردم، حین شما وارد بحث عمیق تری در مورد این قضیه شدیم. گری تن (پاستروس، YC) از تجربیات شخصی خود گفت و عنوان کرد که «موفقیت تا حدی زیادی پوشش دهنده است.»

و این حرف او در ذهن من ماند. یکی از موارد کلیدی که باید در جست‌وجوی یک شریک به آن توجه کرد، این است که شما چگونه دعوا می‌کنید.

صرف زمان

اینکه چگونه با شرکای احتمالی خود دعوا می‌کنید به دلایل زیادی مهم است، که ساده ترین دلیلش این است که برای جنگیدن زمان کافی داشته اید، یعنی آنقدر با هم کار کرده اید که وقت آن رسیده عدم توافقات را مطرح کرده و روی آن با هم دعوا کنید. این یکی از متداول ترین اشتباهات ممکن است. از کسی که نمی‌شناسم، ایمیلی دریافت کردم که می‌خواست با من ملاقات کند تا فرآیندهای معمول ما را دور بزند زیرا که «فکر می‌کنم برای طی کردن فرآیندهای معمول FounderDating وقت نداشت». بگذارید به این گونه آدم‌ها که فکر می‌کنند برای این کارها «وقت ندارند» و تصور می‌کنند که پیدا کردن شریک مانند یک باکس است که باید آن را چک کرد و تمام، توصیه ای بکنم: شما با این روال کسی را پیدا نخواهید کرد و حتی اگر پیدا هم بکنید، رابطه شما دوام زیادی نخواهد داشت، چون شما به جای اینکه دنبال یک شریک باشید به دنبال یک کارمند هستید.

ما به همه اعضای FounderDating اعلام می‌کنیم که ما یک نقطه شروع مناسب هستیم تا با افرادی با انگیزه که می‌خواهند چیزی را به صورت جدی شروع کنند ارتباط داشته باشند. ولی برای اینکه واقعاً بدانید آیا می‌توانید به خوبی با یکدیگر کار کنید، مجبور هستید که… واقعاً با هم کار کنید. این کار می‌تواند شروع یک پروژه جانبی باشد، چه در Startup Weekend یا دیگر رویدادهای کامپیوتری، یا چندماه کار تمام وقت با یکدیگر و یا ترکیبی از این گزینه‌ها. به هر روشی که می‌خواهید آن را انجام دهید، باید چیزی را با همدیگر بسازید. واقعا اهمیتی ندارد اگر در نهایت به محصول درست برسید یا نه، ولی در نهایت باز هم جاهایی وجود دارد که در آن با یکدیگر اتفاق نظر ندارید. از خود می‌پرسید: آیا با هم مخالفت داشتیم؟ اگر با هم مخالفت نداشتید، شاید جا دارد که در مورد یک رابطه‌ی طولانی‌تر فکر کنید.

شبیه‌سازی دنیای واقعی

تصور کنید که زندگی استارتاپی واقعی چگونه خواهد بود. برای مدت زمان زیادی (بیشتر از آنچه فکرش را می‌کنید) اوضاع خوب پیش نمی رود و مجبور هستید که در مورد آن فکری بکنید، با همدیگر. اگر در نهایت به نقطه‌ای رسیدید که شرکت در حال پیشرفت و جلو رفتن بود، باز هم چالش‌هایی سخت در پیش خواهید داشت که باید با یکدیگر با آن‌ها دست و پنجه نرم کنید. این فشارها به علاوه صدای تیک تاک ساعتی که گذر سریع زمان را نشان می‌دهد، استرس را بالا برده و تمایل به مخالفت را بیشتر می‌کند.

اگر هیچ ایده ای ندارید که این وضعیت چگونه می‌تواند باشد، نه تنها تکالیف خود را به خوبی انجام نداده اید، بلکه ممکن است به نحو شنیعی بیدار شوید که باب طبعتان نخواهد بود. پس قبول کنید که مجبور خواهید بود دعوا کنید. این مساله به خودی خود معنای خاصی ندارد. در واقع، کاملاً چیز سالمی است. چیزی که در زندگی واقعی مهم است این است که این دعواها چگونه خواهند بود؟ آیا به سرعت اوج می‌گیرند یا باعث توقف کل کارهای می‌شوند؟ آیا می‌توانید به سرعت از آن‌ها خود را بازیابید و ادامه دهید؟ کارآفرینی و مراحل اولیه شرکت خیلی با سرعت بالایی پیش می‌رود، اگر روزهای متمادی در ناسازگاری و مخالفت گیر بیفتید یعنی اینکه تصمیماتی اتخاذ نمی شوند یا اینکه افراد وقت خود را با نفرت می‌گذرانند. که هر کدام از آن‌ها به شکست منجر می‌شود. از خودتان بپرسید: وقتی با هم دعوا می‌کنیم، آیا به سرعت و همراه با احترام آن را پشت سر می‌گذاریم؟

سرچه باهم دعوا می‌کنید؟

در نهایت، موضوعی که خیلی اهمیت دارد این است که سر چه با هم دعوا می‌کنید. آیا موضوع دعوا این است که یک دکمه باید سبز یا آبی باشد یا اینکه در مورد افزایش سرمایه شرکت با هم دعوا دارید؟

بسیاری از مردم معتقداند پیدا کردن یک شریک و موسس تنها مجموعه ای از نیاز به مهارت است و هنگامی که این باکس چک شود، همه چیز به آرامی و روان پیش خواهد رفت. مجموعه مهارت‌های مکمل مهم است و اگر شما در مورد یک مساله اساسی (مانند طراحی، محصول و غیره) دعوا می‌کنید یعنی اینکه در مهارت‌های خود همپوشانی قابل توجهی دارید. ولی اگر موضوع تنها مهارت‌های مکمل سازگار با هم باشد، قضیه اینقدرها هم سخت نبود.

چیزی که سخت است حصول اطمینان از این است که در سمت مطلوب‌تر و معتدل‌تر به خط شده اید: چرا می‌خواهید یک شرکت تاسیس کنید؟ چه نوع شرکتی می‌خواهید تاسیس کنید؟ سبک‌های کاری شما چگونه است؟ ارزش‌های شما چه است؟ اولویت‌های دیگر شما چه چیزهایی هستند (خانواده، غیره)؟ ما اهمیتی نمی دهیم اگر کارآفرینان می‌خواهند کسب‌وکار سبک زندگی تاسیس کنند یا سراغ یک IPO بروند، اگر به ایمیل‌های خود بسته شده اند یا ساعت ۱۹ از شرکت خارج می‌شوند – این یک تصمیم شخصی است. ولی بهتر است اطمینان حاصل کنید که با شریک احتمالی خود در این موضوعات شبیه به هم هستید. این‌ها موضوعاتی است که روابط را در هم می‌شکنند، و نه رنگ دکمه‌ها.

از خودتان بپرسید: سر چه دعوا می‌کنیم و چرا؟

اشتباه نکنید، پیشنهاد من این نیست که یک دعوا راه بیاندازید. هر رابطه ای دارای بالا و پایین‌هایی است. رابطه ای که بتواند از پایین‌ها دوباره بالا بجهد و با احترام و با روحیه ای بهتر کارش را ادامه دهد، رابطه ای پایدار خواهد بود. پس به خودتان اجازه و زمان بدهید تا دعوا کنید و در مورد اینکه چگونه دعوا می‌کنید تعمق کنید، قبل از اینکه گام دیگری به جلو بردارید.

منبع : Steve Blank


درباره نویسنده

درباره نویسنده



نظرات پیگیری نظرات این خبر از طریق RSS Feed

  • Hadi در ۱۳۹۳/۰۱/۰۶ گفته :

    چشم انداز مشترک، مکمل بودن خیلی کلیدی است و تیم کاری را یک دست می کند، دعوا ها و اختلاف نظرها ها هم ناشی از تفاوت توانایی ها و نوع نگاه به مسائل است، یک نفر بی باکانه با نگاه به نیمه پر لیوان به موضوع ورود و حمله می کند، فرد دیگری در تیم با احتیاط نیمه خالی لیوان موضوع را می بیند و شاید فرد سومی اتمسفر اطراف این لیوان را بهتر ترسیم کند و این خیلی کار را پخته می کند.

نظر خود را بنویسید:

نام و نام خانوادگی
نشـــانی ایمیــل
وب ســایـــت
برو بالا