ساخت اکوسیستم های کارآفرینی

     ۱۳۹۲/۰۷/۲۱     مقالات           655

(آنا ندگروکیویچ)

نگاهی اجمالی به مقاله 

ساخت بوم سازگان (اکوسیستم)های کارآفرینی مستلزم توجه به چندین مقوله در هم تنیده با تمرکزی ویژه بر خط مشی های اصلاحات بومی است. بخش خصوصی می تواند از طریق اتحادیه های صنفی و اتاق های بازرگانی داده های بسیار ارزشمندی را برای طراحی چنین اصلاحاتی فراهم کند. همچنین این توانایی را دارد، که خودش آنها را به اجرا درآورد.

به موازات اینکه اقتصاد جهانی در سراسر دنیا برای کارآفرینان  موقعیت های بی سابق جدید ایجاد می کند، چالش های جهانی نیز همچنان بویژه برای کارآفرینان کشورهای رو به توسعه ادامه دارد. کشورهایی که در چنبره بخش غیررسمی  گیرافتاده اند. کمک به شهروندان برای رسیدن از ملزومات به شانس ها و موقعیت های کارآفرینی، عاملی کلیدی در توسعه جامعه بشمار می رود.

  

مقدمه

کارآفرینی از اساسی ترین و عمده ترین تلاش ها بشمار می رود. کمااینکه همه روزه در اقصی نقاط جهان مردم در پی راه های نوین و ابتکاری برای کسب درآمد و آغاز یک فعالیت اقتصادی تازه هستند، که بتوانند برای ایده ای سرمایه گذاری کنند. کارآفرینان به صورت های گوناگون از فروشندگان دوره گرد گرفته، تا نوآوران فناوری سطح بالا وجود دارند. آنچه این کارآفرینان را به هم می پیوندند و یک شکل می کند، اشتیاق و بلندپروازی برای به کار گرفتن استعداد خویش و منابع در دسترس در بهترین شکلی است که تواناییش را دارند. در مقابل چیزی که سبب تمایز آنان از یکدیگر می شود، میزان توانایی ایشان در تشخیص این اشتیاق و بلندپروازی می باشد. این توانایی به محیطی که در آن کار می کنند، بستگی دارد.

اهمیت کارآفرینی فراتر از دستاوردهای فوری و شخصی می باشد. کمااینکه در صورتی که فضایی حاوی پشتیبانی برای هدایت روح کارآفرینی وجود داشته باشد، چنین تلاش های فردی به تأثیر مثبت نظام مند (سیستماتیک) افزوده می شود. همانگونه که نمونه های موفقیت آمیز از کشورهای ایسلند گرفته تا شیلی نشان داده اند، کارآفرینی توانایی به حرکت درآوردن اقتصادها تا مراحل نوین توسعه و کمک به جوامع برای مشارکت بیشتر و فراگیرتر را دارد.

این نوشتار از طریق تمرکز بر دو عامل کلیدی یعنی دوره تغییر و تبدیل ناشی از کارآفرینی، به اهمیت اشتغال زایی برای توسعه دمکراتیک و اقتصادی می پردازد. تمرکز نخست بر این قرار دارد، که اشتغال زایی باید از سوی خود کارآفرین ها آغاز شود. کارآفرین بودن به چه مفهومی است؟  در نوشتار پیش رو این مفهوم، تغییرات تدریجی آن در سال های اخیر، و همچنین موقعیت های نوین و چالش های همچنان موجود در برابر کارآفرین ها، مورد بحث و بررسی قرار می گیرند.

دومین (تمرکز بر این مقوله می باشد که) برای اینکه کارآفرین ها موفق شوند، باید ساخت بوم سازگانی برایشان وجود داشته باشد که پشتیبان آنها و دارای عوامل در هم تنیده از زیربنا گرفته تا دسترسی مالی، باشد. نهادها، بنیادها، و چهارچوب های خط مشی بویژه برای ساخت بوم سازگان کارآفرینی، نقشی کلیدی بازی می کنند. این نوشتار از طریق تمرکز بر اینکه چگونه کارآفرین ها می توانند به نحوی سازنده در گفت و گو با تصمیم سازان دخیل باشند، راه های شکل دهی به چنین خط مشی ها و بنیان ها را، مورد بحث و بررسی قرار می دهد.

 

اهمیت کارآفرینی در توسعه دمکراتیک و اقتصادی

کارآفرینی درست در قلب و مرکز اقتصادهای بازاری پویا قرار دارد. همچنین نوآوری و رشد را به پیش می برد، ایجاد اشتغال می کند، و برای مشتریان کالاهای جدید و نو فراهم می آورد. در کشورهایی که اقتصاد زیر سلطه دولت قرار دارد، کارآفرینی به نحوی بسیار تعیین کننده به غلبه بر وابستگی به دولت، تقویت اقتصادی، و آزادی فردی، کمک می کند. کارآفرین ها در انجام چنین کاری نه تنها دیدگاه کسب و کاری خود را به پیش می برند، بلکه تکثرگرایی را به عنوان گزینه ای بجای تمرکز کنترل دولت بوجود می آورند.

از دیگر سو تکثرگرایی اقتصادی محیطی قدرتمند برای رقابت سالم سیاسی فراهم می کند، و دولت را زیر نظر می گیرد. اقصادی که به طیف گوناگونی از کسب و کارها توانایی چشمگیری می دهد، و متضمن و دربردارنده قدرت اقتصادی گسترده در فراسوی بخش دولتی است. همچنین انحصار چند قطبی فروش و این مسئله را که رانت خواران دسترسی خاص و ویژه ای به دولت نداشته باشند، زیر نظر دارد. بنابراین کارآفرینی نه تنها در ساخت اقتصادهای شکوفا و موفق نقشی کلیدی دارد، بلکه در ایجاد دمکراسی هم نقشی مشابه ایفا می نماید. دمکراسی هایی که برای شهروندان خود موقعیت مناسب و خوب فراهم می کنند.

دمکراسی به خودی خود (به طور اتوماتیک) برای محیط نامناسب کارآفرینی، راه حلی ارائه نمی دهد. کمااینکه بسیاری از دمکراسی های رو به آغاز درست مانند کشورهای استبدادی با بخش زیادی از شهروندان خود در کلنجارند، که در بخش غیررسمی بعنوان یک آب باریکه بخور و نمیر صرف محدود شده اند. چراکه موانع ورود به اقتصاد رسمی برای اغلب مردم بیش از اندازه بزرگ هستند. کمااینکه در اینگونه کشورها کارآفرین ها حتی در هنگامی که بعنوان ستون فقرات اقتصاد عمل می کنند، در کوران نبرد و مبارزه ای سخت قرار می گیرند. چراکه اغلب از حقوق مالکیت اطمینان ندارند، و در وطنشان قوانین حفاظت از کارآفرین ها موجود نیست و یا کم است. در عین حال بین محیط های دمکراتیک و غیر دمکراتیک، تفاوتی مهم وجود دارد. چراکه عملکرد شفاف و پاسخگویی که در روند دمکراتیک نهفته است، گذرگاهی مهم برای شهروندان ایجاد می کند تا برای اصلاحات خط مشی ها فشار بیاورند. اصلاحاتی که کارآفرینی را برای همه آسان تر می کنند. این امر حتی در دمکراسی های جدید و رو به آغاز نیز که ممکنست کامل نباشند، مصداق دارد.

کارآفرینی نیرویی پرقدرت است، که بسیاری در تلاشند آن را به دست آورند و مهار کنند. کمااینکه کشورهای اقصی نقاط جهان آرزومند و مشتاقند، که اقتصادهای خود را از طریق ارتقاء و تقویت کارآفرینی رقابتی تر کنند. روش های نوین تفکر در مورد کارآفرینی نوآورانی را به تحرک وامی دارد، که از تیزهوشی و فراست کسب و کار برای دستیابی به اهداف اجتماعی پیشرفته تر استفاده می کنند. البته اینک بیش از هر زمان دیگری، منابع مالی برای آغازگران فعالیت های اقتصادی در دسترس قرار می گیرند. با اینهمه در بیشتر کشورها کارآفرین ها هنوز با مبانی عملکرد و رشد کسب و کار خود در کشمکش هستند. چراکه توجه و منابعی که به ترویج و ارتقاء کارآفرینی جلب می شوند، بر مداخلات و اعمال نفوذهای انفرادی، و نه تغییرات نظام مند (سیستماتیک)، تمرکز دارند.

ایجاد یک ساخت بوم سازگان کارآفرینی رقابتی واقعی مستلزم محیطی است که در آن صاحبان کسب و کارها بتوانند در سطحی از نقش داشتن فعالیت کنند، حقوقشان محفوظ بماند، و برای همه قانونی یکسان وجود داشته باشد. چراکه هیچ الگو و قالب یکسانی برای ایجاد چنین ساخت بوم سازگانی وجود ندارد. بنابراین در حالی که نمونه های قدرتمند سرگذشت های موفقیت آمیز به چشم می خورند، اما هر کشور هم باید روش منحصر بفرد خود برای اصلاحات را پیدا کند. این امر مستلزم گفت و گویی آزاد است که در آن سیاست سازان و کارآفرین ها گردهم می آیند، تا موانع را مورد بحث و بررسی قرار دهند و راه حل ها را بیابند. البته این روند آسانی نیست. اما همانگونه که نمونه های کشورهایی که توانستند ساخت بوم سازگان های کارآفرینی موفقیت آمیز ایجاد کنند نشان می دهند، چنین روندی می تواند حالت دوره ای نقل و انتقالی داشته باشد.

 

مفهوم کارآفرین بودن چیست؟

آدام اسمیت در اثر خود موسوم به دارایی ملت ها نشان می دهد، که جوامع به سبب تقسیم کار از طریق تخصص و کارشناسی به سعادت دست پیدا می کنند. با توجه به نظریات وی کارآفرینی می تواند به عنوان مطالعه و بررسی عملکردهای بشر تلقی و معنی شود. عملکردهایی که به تغییرات نوآورانه در تقسیم کار و کارآفرین هایی منجر می گردد، که چنین اقداماتی را آغاز می کنند (۲).

جان بپتیست سی (اقتصاددان فرانسوی، با یحیای تعمید دهنده اشتباه نشود. مترجم) که می توان او را از هواداران اولیه مبادرت به راه اندازی مؤسسات اقتصادی آزاد دانست، افروده است که کارآفرین بر “شخصی دلالت دارد که برای خود مسئولیت فوری، خطرپذیری (ریسک)، و اداره یک مشغولیت صنعتی را قائل می باشد. خواه این کار را با سرمایه خود انجام دهد، و یا برای آن از جایی وام بگیرد” (۳). در عین حال اشاره می کند، که برگردان واژه کارآفرین به انگلیسی مشکل بود. چراکه لغت مجری از پیشترها برای استفاده خاص مناسب بوده است. البته اینک واژه کارآفرین به خوبی در بین لغت های انگلیسی جا افتاده است. اما چالش مشابهی برای جا انداختن آن در برخی از زبان های دیگر وجود دارد، که هر از گاهی درک این واژه را با مشکل روبرو می کند.

درک واژه کارآفرینی در فراسوی تعاریف سنتی خطرپذیری (ریسک) قرار گرفته است، که از طریق استفاده از سرمایه برای رفع نیازهای بازار سود تولید می کند. برای نمونه می توان به سال های اخیر اشاره کرد که اشتغال زایی اجتماعی نقاط برجسته دیگری از نوآوری را کسب کرد، که موجب تحرک کارآفرین ها می شود. از دیگر سو گرچه معانی و مفاهیم دقیق کارآفرینی با یکدیگر تفاوت هایی دارند، اما در مجموع پذیرفته شده که معنی اجتماعی آن سبب گسترش مهارت های کسب و کار و ابزاری برای حل مشکلات اجتماعی در زمینه های گوناگون می باشد. این مشکلات ممکنست شامل راه اندازی شرکت های سازنده نرم افزارهای تلفن های دستی، تا کمک به آموزش کارکنان بخش بهداشت و درمان روستایی، تولیدکنندگان مواد بسته بندی قابل بازیافت، و بازارهای لامپ های خورشیدی برای خریداران باشند. بازارهایی که در آنها برق کمیاب است، و یا سرمایه گذاران نسبت به ضربه های شدید وام دادن متعهد می باشند (۴).

سازمان هایی مانند بنیاد اسکول/ Skoll Foundation و یا اعتبار اکیومن/ Acumen Fund، دیدگاه پشتیبانی، ارتباط، و تقدیر از کارآفرین ها را، در سراسر جهان رواج داده اند. فراتر آنکه اینک بسیاری از دانشگاه ها در این زمینه واحدهایی ارائه می کنند، که روندها و مهارت های کلیدی را حرفه ای نمایند. به موازاتی که کارآفرینی اجتماعی ادامه پیدا می کند که کسب و کارهای جدید به وجود بیاورد، ماهیت نوآورانه آن حتی در ساختاری قانونی و نوین یعنی سود شرکتی به رسمیت شناخته، و پذیرفته شده است.

در ایالات متحده آمریکا شرکت سودده نوعی جدید از ماهیتی شبیه به شرکت های انتفاعی سنتی است. اما مشخصاتی مانند لزوم داشتن هدفی شرکتی برای ایجاد تأثیر مادی مثبت در جامعه و محیط؛ گسترش وظایف مدیران و سهامداران غیرمالی؛ و همچنین سودهای مالی سهامداران و اجبار برای گزارش در مورد عملکرد کلی احتماعی و محیطی؛ است. چنین شرکت سوددهی با استفاده از فراگیری، اعتبار داشتن، استقلال، و استاندارد شفاف طرف سوم، امکان پذیر می شود (۵).  قوانین شرکت سودده تا کنون در دوازده ایالت آمریکا به اجرا درآمده اند. همچنین سیزده ایالت دیگر بعلاوه شهر واشنگتن دی سی در حال بررسی و مطالعه ۲۰۰ فقره از اینگونه شرکت ها در سراسر کشور هستند (۶).

مفهوم کارآفرینی اجتماعی سبب سوق دادن دوره جدیدی از تمرکز بر ایجاد ارزش مشترک شده است، که همزمان سود بیشتری می دهد، و تأثیر اجتماعی گسترده تری دارد (۷). اما ارزش مشترک صرفا چیزی برای پذیرش از سوی آغازگران خودآگاه محیطی و احتماعی نیست. کمااینکه بسیاری از شرکت های بزرگ و جاافتاده به نوعی منافع ایجاد ارزش اقتصادی را پذیرفته اند. ارزشی که در عین حال از طریق عملیات اصلی خود، ارزش های گسترده تری برای اجتماع ایجاد می کنند. همانگونه که مایکل پورتر و مارک کرمر بیان می کنند، ارزش مشترک “روشی نوین برای کسب موفقیت های اقتصادی است. در عین حال نه در حواشی عملکرد شرکت ها، که در مرکز آن، قرار دارد. همچنین مدنظر قرار دادن محدودیت ها و خسارات اجتماعی، الزاما سبب افزایش هزینه شرکت ها نمی شود. چراکه آنها می توانند از طریق استفاده از فناوری های نوین، روش های عملیاتی، و راه ها و روندهای مدیریت، نوآوری کنند. در نتیجه مولد بودن خود را افزایش دهند، و بازارهای خویش را گسترش بخشند” (۸).

یک نمونه اینگونه موارد اقدام شرکت نستله در تمرکز بر ایجاد ارزش مشترک در آب، تغذیه، و گسترش روستایی است. یعنی زمینه هایی که هم برای منافع اصلی شرکت، و هم برای سود بیشتر اجتماعی حیاتی می باشند. مثلا نستله در کسب و کار در پیوند با قهوه، میزان نسکافه محلول را دو برابر کرد. این نسکافه تا سال ۲۰۱۵ مستقیما از  کشاورزان و اتحادیه های آنان خریداری می شود. شرکت مورد اشاره این هدف خود را از طریق روند تهیه و خرید دوباره طراحی شده، دنبال می کند. روندی که از طریق در اختیار گذاشتن راهنمایی ها در مورد بهترین روش کشاورزی، تضمین وام های بانکی، و کمک به اینکه داده های کلیدی کشاورزی در اختیار تولیدکنندگان قهوه قرار بگیرد، کار را برای عرضه کنندگان کوچکتر ساده تر می نماید (۹). این اقدام به افزایش برداشت از هر هکتار، بالا رفتن کیفیت قهوه، و بیشتر شدن درآمد کشاورزان، کمک کرد. در عین حال خود نستله نیز، شبکه ای از عرضه کنندگان سطح بالا و قابل اتکاء بدست آورد.

در چنین حالتی به خاطر داشتن این مسئله اهمیت دارد، که آغاز کسب و کاری نوین تنها شکل کارآفرینی موجود در دسترس نوآوران نیست. چراکه می توان در درون شرکتی هم که از پیش وجود دارد، یک کارآفرین شد. کمااینکه برنامه موسوم به ردگیری کارآفرینی جهانی که بزرگترین و دیرپاترین برنامه پژوهشی متمرکز کارآفرینی در دنیا می باشد، در واقع ایجاد اشتغال را در کنار انواع دیگر کارآفرین تلقی می کند. در عین حال آن را به عنوان نمودار بخشی از کل مرحله اولیه فعالیت های کارآفرینی (تی ئی ای/ TEA) می سنجد. تی ئی ای درصد جمعیت در سن کار دخیل در ایجاد فعالیت های کسب و کاری (در حال پیدایش) و یا اداره شرکت ها برای کمتر از ۳ سال و نیم را، ارائه می کند. این ارائه در حالی انجام می شود که کارآفرینی ایجاد اشتغال در سازمان هایی صورت بگیرد، که از پیش موجود بوده اند (۱۰).

بنابراین جای شگفتی نیست که کارخانه ماشین های برقی جهانی (جی ئی ام/ GEM) دریافت از آنجا که در اقتصادهای پیشرفته تر شرکت های متوسط و بزرگ بیشتری در جستجوی زوایای نوین رقابت هستند، قدرت کارآفرینی سازمان یافته با سطح توسعه اقتصادی یک کشور افزایش می یابد. در اینگونه تشکیلات اقتصادی کارکنان می توانند برای پیگیری ایده های نوین، از موقعیت های کسب و کار در ساختار موجود استفاده کنند. البته در اقتصادهای بر مبنای نیروی کاری ارزان قیمت و داده های مبتنی بر منابع، تنها ۱Ù«۷ درصد کارکنان در کارآفرینی دخیل هستند. حال آنکه در اقتصادهای مبتنی بر نوآوری، این میزان به ۹Ù«۱  درصد افزایش پیدا می کند (۱۱).

کارآفرینی به سبب ماهیت خود دربردارنده نوآوری و تغییری است، که می تواند به شکل های گوناگون درآید. اما صرفنظر از اینکه به چه شکلی درآید و یا به چه واژه ای توضیح داده شود، در سراسر جهان موتور محرکه توسعه اجتماعی- اقتصادی بوده است. در عین حال همچنان بالاترین امید برای بهترین شکل نیکبختی کشورها می باشد.

امکان های نوین و چالش های مستمر

اقتصاد جهانی شده، در سراسر دنیا برای کارآفرین ها موقعیت های نوین و بی سابقه به وجود می آورد. برای نمونه واریز وجوه مالی حوزه دیگری است، که امکان بالقوه کارآفرینی می تواند در آن گشایش پیدا کند. کمااینکه واریز وجوه مالی به کشورهای رو به توسعه در سال۲۰۱۱، به ۳۲۵ میلیارد دلار رسید. در عین حال انتظار می رود، که در آینده افزایش سالانه آن حدود ۷ تا ۸ درصد باشند (۱۲). با توجه به اینکه همه ساله در سطح جهان ۲۰۰ میلیون تن مهاجرت می کنند، این ارقام قابل توجه هستند. البته در حال حاضر این اعتبارات عمدتا برای مخارج، و پرداخت وام مورد استفاده قرار می گیرند. اما می توان آنها را به کانال های مولدتری هدایت کرد. بسیاری از کشورها دارند متوجه قدرت مشترک حضور در کشوری دیگر، و تشویق استفاده از واریزهای وجوه مالی برای سرمایه گذاری از طریق ابزاری مانند وجه الضمان برای چنین حضوری می شوند (۱۳). اتحاد بین المللی تعهدات حضور در غربت آمریکا (آی دی ئی ای/ IdEA) نمونه ای از این خط مشی است، که جوامع درونی گوناگون، بخش خصوصی، و نهادهای دولتی را گردهم می آورد، تا برای اعضای حاضر در کشورهای دیگر موقعیت هایی فراهم کند که به زادگاه خود یا نیاکانشان بازپرداخت مالی داشته باشند. آی دی ئی ای در حول پنج اصل، از جمله کارآفرینی عمل می کند (۱۴).

ادغام چنین تلاش هایی، راه حل های گوناگون روش تأمین اعتبار برای آغاز کسب و کار از طریق کمک های مالی کوچک افراد هستند. با استفاده از این روش که اغلب روی اینترنت انجام می شود، افرادی با تفکرات مشابه می توانند شبکه هایی تشکیل دهند. سپس با سرمایه گذاری مشترک منابع مالی خود، از ساخت و ایجاد نوآوری ها و ابتکارات حول یک درون مایه و یا هدف خاص پشتیبانی کنند. بسیاری از این افراد ایده هایی برای فعالیت های اقتصادی و مشارکت در کسب و کارهای جدید دارند. تارنماهایی مانند Kickstarter.com وIndiegogo.com خط مشی های آسان برای کارآفرین های بلندپرواز و مشتاقی دارند، که در غیر این صورت قادر نخواهند بود به منابع مالی ستنی دسترسی پیدا کنند. همچنین  تارنمای Kiva.org با استفاده از همان راهکار، بگونه ای ویژه بر کارآفرین های کشورهای رو به توسعه تمرکز می کند. در عین حال به افراد این توانایی را می دهد تا از طریق تأمین اعتبارات برای وام گیرندگانی که در پی دریافت قرض های خرد هستند و ایده های خود را برای مخاطبان جهانی در این تارنما قرار می دهند، پول بدست بیاورند.

با اینهمه این امر اهمیت دارد که به موازاتی که مفهوم کارآفرینی گسترش می یابد، شکل های نوینی از آن به چشم می خورند، و منابع جدیدی در دسترس قرار می گیرند. در عین حال باید به خاطر بیاوریم که گروه بزرگی از کارآفرین ها وجود دارند، که برای کارایی ابتدایی ترین انواع کسب و کارها در کشمکش هستند. بنابراین در محیط هایی که کارآفرینی همچنان با اشکال همراه است، سرمایه گذاری به خودی خود مشکلات بنیادین را حل نمی کند. لذا بسیاری از کارآفرین ها از فروشندگان دوره گرد نایروبی گرفته تا خلق کنندگان صنایع دستی در مناطق کوهستانی آند در کشور پرو، حتی خود را اشتغال زا تلقی نمی کنند. چراکه کارهایی را که انجام می دهند، فعالیت اقتصادی نوآورانه با هدف و دیدگاه رشد تلقی نمی نمایند. به عبارت دیگر آنها این فعالیت ها را تنها برای تأمین معاش انجام می دهند

بین کارآفرین های رسمی با کارآفرین های غیررسمی تفاوت مهمی وجود دارد. زیرا گروه نخست کسب و کارشان رسما به ثبت رسیده است. بنابراین از حفاظت قانونی برخوردار می باشند، و به اعتبار بانکی دسترسی دارند. اما دسته دوم به مؤسسات و نهادهایی دسترسی ندارند، که سبب کارایی بازار اقتصادی می شوند. بنابراین با توجه به شمار زیاد کارآفرین ها و حجم گسترده بازار اقتصاد غیررسمی، وجود این عده زیاد از کارآفرین ها که راهی به سیستم رسمی بازار ندارند، برای پروژه های توسعه جهانی وخیم است. کمااینکه بانک جهانی برآورد می کند که میزان متوسط اقتصاد سایه، در تولید ناخالص ملی کشورهای واقع در منطقه جنوب صحرای آفریقا سر به ۳۸Ù«۴ درصد می زند. این میزان در اروپا و آسیای میانه ۳۶Ù«۵ درصد است. در حالی که در کشورهای عضو سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه (ئو ئی سی دی/ OECD) که درآمدهای زیاد دارند، تنها ۱۳Ù«۵ درصد می باشد (۱۵).

هرناندو دو سوتو رئیس مؤسسه آزادی و دمکراسی در لیما در کتاب بنیادین خود زیر عنوان راز سرمایه از فرناند برادل تاریخدان فرانسوی یاد می کند. کمااینکه حیطه فعالیت کسب و کارهای غیررسمی را ظرف شیشه ای آزمایشگاهی حاوی خلأ برادل خوانده است. زیرا این مورخ پرسش هایی را مطرح کرده، که شهره آفاق شده اند. او سوأل نموده که چرا اقتصادهای صنعتی شده غربی در آغاز  درست مانند اقتصادهای کنونی بسیاری از کشورهای رو به توسعه، زیر کنترل یک گروه نخبه دارای حق ویژه درآمدند؟ “چرا بخشی از جامعه گذشته باید بگونه ای جدا از بقیه مردم زندگی می کردند، که گویی در شیشه آزمایشگاهی حاوی خلأ بسر می برند؟ چرا این اقتصادها قادر نبودند گسترش یابند، و کل یک جامعه را بگیرند؟” (۱۶)

هرناندو دو سوتو ادعا می کند، پاسخ پرسش های فرناند برادل در کمبود یا نبود دسترسی به حقوق مالکیت و سایر مبانی کلیدی یک بازار اقتصادی فراگیر نهفته است. چراکه بدون این حقوق و مبانی، کارآفرینی حالت الزامی، و نه انتخابی، بخود می گیرد. همچنین کارآفرین ها بدون چشم انداز واقعگرایانه برای رشد، در چنبره بخش غیررسمی گرفتار باقی می مانند. به همین سب نمی توانند از دور (باطل) فقر خارج شوند، و در جوامع خود در جایگاه سهامداران کامل قرار بگیرند.

دیدگاه و برداشت دو سوتو کارآفرینانی اعم از سنتی اجتماعی، و همچنین رسمی و غیررسمی را به تصویر می کشد، که در خلأ کار نمی کنند. بلکه در چهارچوب موقعیت ها و محدودیت هایی فعالیت دارند، که حاصل عوامل گوناگون در محیط زندگیشان هستند. شکل دادن این عوامل به گونه ای مساعد برای آغاز و رشد کسب و کارهای جدید، و همچنین تشویق و ترغیب نوآوری در سطحی گسترده تر، گوهر و ذات ایجاد ساخت بوم سازگان کارآفرینی بشمار می رود.

نه توصیه برای ایجاد یک ساخت بوم سازگان (اکوسیستم)

۱- از پیروی از روش (موفقیت آمیز) سیلیکون ولی (دره سیلیسیم) بپرهیزید: البته بنا نهادن و توسعه “صنعت مبتنی بر اطلاعات” یعنی فرمول اسرارآمیز دولت ها در همه جا، اشتیاق و بلندپروازی قابل تحسینی است. اما دستیابی به آن مستلزم سرمایه گذاری در خلال یک نسل در حوزه  آموزش، و توانایی گسترش ذکاوت و استعدادی در سطح جهانی می باشد.

۲-  شکل دادن ساخت بوم سازگان حول شرایط بومی: مشکل ترین و در عین حال تعیین کننده ترین مقوله در این پیوند، گزینش و در پیش گرفتن راه حل هایی است که با ابعاد، سبک، و جو کارآفرینی بومی، همخوانی داشته باشند.

۳- دخیل کردن شکل و فرم بخش خصوصی از همان ابتدا: دولت ها نمی توانند به تنهایی ساخت بوم سازگان ایجاد کنند. چراکه این تنها بخش خصوصی است که انگیزه و دیدگاه راه اندازی و توسعه بازارهای کارآمدی را دارد، که درعین حال قادر به حفظ خود باشند.

۴- عوامل بالقوه سطح بالا را ترجیح دهید: بسیاری از برنامه ها در اقتصادهای رو به پیدایش منابع محدود را بین تعداد فعالیت های اقتصادی موجود در قاعده هرم تقسیم می کنند. اما متمرکز کردن منابع در آنجا به بهای کنار گذاشتن فعالیت های اقتصادی دارای عوامل بالقوه سطح بالا، اشتباه است.

۵-  یک پیروزی بزرگ کسب کنید: حتی یک پیروزی می تواند از طریق تحریک و داغ کردن تصورات جامعه و تقلید کنندگان بلندپرواز و مشتاق، بر ساخت بوم سازگان کارآفرینی تأثیری شگرف و انگیزه آفرین داشته باشد.

۶- به تغییرات فرهنگی بپردازید: تغییر یک فرهنگ عمیقا جاافتاده و ملکه ذهن شده، بسیار مشکل است. اما ایرلند و شیلی هر دو نشانگر آنند که این امکان وجود دارد، که در کمتر از یک نسل هنجارهای رایج اجتماعی در پیوند با کارآفرینی را تغییر داد.

۷- فشار بر ریشه ها: فعالیت های اقتصادی جدید باید زود در معرض سختگیری ها و دقت زیاد بازار قرار بگیرند. به این مفهوم که همانگونه که کشتکاران تاکستان ها آب را از ریشه های درخت های انگور دریغ می کنند تا این ریشه ها در خاک پراکنده شوند و میوه های خوش طعم تری بدهند، دولت ها نیز باید از طریق دادن پول توأم با سختگیری ها و دقت زیاد به واحدهای اقتصادی نوین، بر ریشه های آنها  فشار وارد کنند تا احراز اطمینان نمایند که کارآفرین ها استحکام و کاردانی لازم را کسب کنند و افزایش دهند.

۸- خوشه ها را زیادی دستکاری نکنید، بلکه یاریشان دهید به شکلی اصیل رشد کنند: راهبرد (استراتژی)های خوشه ای که توسط مایکل پورتر فراگیر و مشهور شدند، در سراسر جهان از جانب دولت ها ارتقاء و ترویج پیدا کرده اند. البته خوشه های کارآفرینی به طور طبیعی وجود دارند، و می توانند در یک ساخت بوم سازگان عوامل مهمی باشند. اما تنها شواهدی قابل تردید در دست هستند که نشان دهند، دولت ها می توانند در تولید و بارآوردن آنها نقشی اساسی بازی کنند.

۹- اصلاحات در چهارچوب های نظم دهنده، اداری، و قانونی: چهارچوب های نظم دهنده و قانونی صحیح، برای کارآفرینی های پررونق حیاتی است. کمااینکه پژوهشی نشان می دهد، که شماری از اصلاحات بر ایجاد فعالیت های اقتصادی تأثیری مثبت داشته اند. مثلا ورشکستگی را از حالت جرم درآورده اند، از سهامداران در برابر طلبکاران محافظت کرده اند، و به کارآفرین ها این اجازه را داده اند که بسرعت از نو آغاز کنند. همچنین برنامه و روند حفاظت از بیکاری کارکنان را از حالت سخت کردن خاتمه دادن به مشاغل موجود آنها، به پشتیبانی برای دوران بیکاریشان تغییر داده اند. در عین حال بازارهای سرمایه را ایجاد و آزاد کرده اند، و روش های مالیاتی را ساده نموده اند.


     برچسب ها : /

درباره نویسنده

درباره نویسنده



نظرات پیگیری نظرات این خبر از طریق RSS Feed

  • Janny merit در ۱۳۹۴/۰۴/۰۶ گفته :

    سلام،
    این است که به اطلاع عموم مردم است که شایستگی خانم، Janny، وام دهنده وام خصوصی باز کردن فرصت های مالی برای همه نیاز به هر گونه کمک مالی. ما را از وام ۲٪ نرخ بهره به افراد، شرکت ها و شرکت های تحت شرایط و روشن و قابل درک است. تماس با ما امروز از طریق ایمیل در: ([email protected])

نظر خود را بنویسید:

نام و نام خانوادگی
نشـــانی ایمیــل
وب ســایـــت
برو بالا